السيد موسى الشبيري الزنجاني
1019
كتاب النكاح ( فارسى )
و جوارى و خدم خصوصيتى ندارد . « 1 » ان قلت : اگر ما « نِسائِهِنَّ » و تضيق آن را به جوارى و خدم از باب حكمت جعل هم بدانيم ، حد اكثر دليل ما ، از دلالت بر تضيق ثبوتى حكم مىافتد و دليل بر تخصيص نخواهد بود ، ولى دليل بر تعميم هم نخواهد بود پس ما تعميم را بايد از خارج استفاده كنيم در نتيجه مخصّص ما متصل نخواهد بود ، بلكه مخصص منفصلى بوده پس مجال بحث از تمسك به عام در شبهه مصداقيه مخصص پديد مىآيد . قلت : اگر ما « نِسائِهِنَّ » را از باب حكمت بدانيم ، با تناسب حكم و موضوع كه به منزل قرائن محفوفه به كلام است حكم را مىتوانيم تعميم دهيم مثلًا وقتى گفته مىشود : « ادخل السوق و اشتر اللحم » ، عرف قيد « سوق » را ملغى مىفهمد و با تناسب حكم و موضوع درك مىكند كه غرض تهيه گوشت است حال از هر جايى كه تهيه شود و ذكر سوق از باب « جرياً على الغالب » است ، پس همين جمله دليل تعميم است . بنابراين در اين جهت اشكالى بر مرحوم سيد وارد نيست . البته اشكال ديگرى ميتوان به كلام سيد وارد دانست كه معنايى كه شما براى « نِسائِهِنَّ » ذكر كردهايد ، با معنايى كه براى « ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » ذكر مىكنيد ناسازگار است . 3 ) اشكال ديگر به مرحوم سيد « ره » پيشتر درباره معناى « أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » بحث كرديم ، به عقيده ما اين تركيب هم غلامان ( / عبيد ) و هم كنيزان ( / اماء ) را شامل مىشود پس زن ميتواند موى خود را به عبد خويش نشان دهد ، ولى مشهور اين مطلب را قبول ندارند و مراد از اين جمله را خصوص كنيزان دانستهاند ، و غلام زن را همانند ساير مردان اجنبى
--> ( 1 ) ( توضيح كلام استاد - مد ظلّه - ) به نظر مىرسد كه براى اين كه تقيد « نِسائِهِنَّ » را جرياً على الغالب بدانيم ، مىبايست معناى آن را خصوص جوارى و خدم ندانست ، بلكه مطلق همراهان و معاشران شخص دانست ، چه ارتباط زن با مادر ، خواهر ، دختر و . . . بسيار زياد است و اگر اين افراد داخل در نسائهن نباشند نمىتوان حكم به غلبه نمود .