السيد موسى الشبيري الزنجاني
1081
كتاب النكاح ( فارسى )
بازگشته است و در واقع معناى « فى مرضه » ، « فى وقت مرضه » مىباشد . در اينجا هم مىتوان گفت كه تعبير « فى المحيض » به معناى « در زمان حيض » است و به هيچ وجه تقديرى كه موجب تكلف باشد ، لازم نميايد . پاسخ وجه چهارم : دربارهء وجه چهارم بايد گفت كه نقلياتى كه دربارهء شأن نزول آيات وجود دارد و به طريق صحيح و معتبر به دست ما نرسيده ، قابل استناد نيست و نمىتوان براى فهم معناى دقيق آيات ، بدانها استدلال و اعتماد نمود . دربارهء شأن نزولها مطالب مختلف و متنوّعى در تفاسير آمده ، ولى اگر از طرق معصومين ( ع ) روايت صحيح و معتبرى نيامده باشد ، تنها براى تأييد مطلب مناسب است و سنديت ندارد . در ما نحن فيه هم دربارهء اين كه اين آيه در ردّ يهود آمده باشد ، روايت صحيح نداريم و البتّه از طرق عامه مطالبى نقل شده كه براى ما حجيّت ندارد . بررسى وجه دوم : از ميان اين وجوه چهارگانه ، تنها وجه دوم قابل ملاحظه و اهتمام به نظر مىرسد . وجه دوم آن بود كه اگر معناى محيض را مصدرى بدانيم ، مفهوم آن اعتزال كلى و كناره گرفتن از زنان به هنگام حيض خواهد شد كه با اجتماع فقها مخالف است و حيض قطعاً چنين حكمى ندارد . پس معلوم مىشود كه معناى مصدرى مراد نيست و اسم مكان مراد است . ولى حق اين است كه اگر معناى مصدرى را مراد بدانيم ، چنين تالى فاسدى به دنبال ندارد . زيرا در برخى موارد ، كاربرد لفظ در يك معناى كنايى ، به اندازهاى شيوع مىيابد كه عرف از آن واژه ، مفهوم مشخّص و مضيّق مىفهمد و در معناى عام و موسّع ، ظهورى انعقاد نمىيابد . مانند كاربرد الفاظى چون اتيان ، مباشرت و مقاربت در معناى وقاع به طور كنايى . در اينجا هم مىتوان گفت اعتزال در هنگام حيض كنايه از كنارهگيرى از موضع الدم است و با توجه به آلودگى آن موضع در زمان حيض ، تناسب حكم و موضوع اقتضا دارد كه مراد از اعتزال را كناره گرفتن و