السيد موسى الشبيري الزنجاني

1079

كتاب النكاح ( فارسى )

أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ » محيض در ذيل آيه يعنى « محل الحيض » و علت اينكه در صدر آيه معناى اسم مكان ندارد ، زيرا اگر اسم مكان معنى كنيم ، بايد كلمه‌اى در تقدير بگيريم ، « يعنى يسألونك عن الاستمتاع عن محل الحيض » ولى اگر به معناى مصدرى معنى كنيم ، چنين تقديرى لازم نيست . نقد استاد مدّ ظلّه : قبل از نقد ، اين تذكر مناسب است كه تماميت استدلال مرحوم محقق ره مبتنى بر اين نيست كه محيض در صدر آيه به معناى مصدرى باشد بلكه كلمهء محيض در صدر آيه خواه به معناى مصدر و خواه اسم مكان ، ضررى به استدلال ايشان نمىزند . ولى فرمايش ايشان صحيح نيست ، زيرا بسيار خلاف ظاهر است كه كلمهء « محيض » در آيهء شريفه در دو معنى استعمال شده باشد و مانعى هم ندارد كه محيض اول به معناى اسم مكان باشد و لازم نيست كلمه‌اى را در تقدير بگيريم . بلكه وقتى سؤال از يك عين خارجى مىكنيم ، يعنى احكام مربوط به اين عين چيست ؟ « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ » يعنى بگوئيد خمر چه احكامى دارد ، « و يسألونك عن محل الحيض » يعنى محل حيض چه احكامى دارد ؟ و تقديرى هم لازم نمىآيد . اشكال و پاسخ : اشكال : ممكن است گفته شود كه اگر « محيض » در آيهء شريفه در يك معنى استعمال شده بود ، وجهى براى تكرار آن نبود و بجاى تكرار آن ضمير به كار مىبردند و لذا مرحوم آقاى طباطبائى قدس سرّه وجه اين نكته را كه محيض دوم به صورت ضمير نيامده ، آن مىدانند كه محيض اول به معناى خود حيض ( مصدر ) است ، ولى محيض دوم به معناى زمان حيض است و اگر به صورت ضمير مىآمد ، ارادهء معنايى ديگر از ضمير و متفاوت با مفهوم مرجع ضمير تنها به نحو استخدام يا مجاز در حذف ممكن بود كه خلاف ظاهر است . بر اين اساس ، مىتوان اين كلام مرحوم علامه طباطبائى ( ره ) را مؤيّد مبناى مرحوم محقّق ( ره ) دانست و گفت كه تكرار واژهء