السيد موسى الشبيري الزنجاني

1120

كتاب النكاح ( فارسى )

3 ) بحث سندى در روايت بالا در روايت بالا در قسمتى از سند كه ذكر شده ، بحثى در صحت سند نيست ، تنها در بارهء محمد بن عبد الله بن زراره ممكن است مناقشه گردد . ولى درباره وى گفته شده : كان و الله محمد بن عبد الله [ بن زرارة ] أصدق عندي لهجة من أحمد بن الحسن [ بن على بن فضّال ] فانّه رجل فاضل ديّن « 1 » از دو قطعه اين عبارت وثاقت محمد بن عبد الله بن زراره استفاده مىشود : يكى از كلمه « اصدق لهجة » با عنايت به اين كه احمد بن الحسن بن فضال توثيق صريح دارد و در وثاقت وى بحثى نيست ، ديگر از كلمه « ديّن » ، كسى كه دروغگو باشد نمىتواند دين‌دار و متدين بشمار آيد . نكته ديگرى كه دليل وثاقت محمد بن عبد الله بن زراره مىباشد ، اكتثار رواية على بن الحسن بن فضال از وى مىباشد « 2 » ، اكثار روايت على بن الحسن بن فضال با عنايت به جملهء نجاشى در ترجمه وى « قلّما روى عن ضعيف » « 3 » دليل بر وثاقت محمد بن عبد الله بن زراره مىباشد « 4 » . درباره قسمت نخست سند ، اين سند از دو طريق مجزا به على بن الحسن بن فضال مىرسد ، در اعتبار طريق اول ترديدى نيست ، هارون بن موسى تلعكبرى از اجلاى ثقات و احمد بن محمد بن سعيد معروف به ابن عقده ، زيدى ثقة است ، « جماعة من أصحابنا » هم كه در اول سند است ، قطعاً معتبر است ، زيرا بسيار مستبعد است كه تمام اين جماعت از غير ثقات باشند و لا اقل بايد فرد ثقه‌اى در اين جماعت

--> ( 1 ) رجال نجاشى : 36 / 72 ( 2 ) ر . ك . معجم رجال الحديث 11 : 551 ، 552 ، 566 ( 3 ) رجال نجاشى : 257 / 676 ( 4 ) ( توضيح بيشتر ) ، استاد - مدّ ظلّه - اكثار روايت تمام اجلاء را از يك نفر دليل بر توثيق وى مىدانند و اين امر را اختصاص به مشايخ على بن الحسن بن فضال نمىدهند ، اين مبنا مورد پذيرش برخى از علماء نيست و در اينجا كلام متن ، مبتنى بر اين مبناى اختصاصى نيست ، بلكه سخن در اين است كه حتى با انكار اين مبنا در مورد خصوص على بن الحسن بن فضال با عنايت به كلام نجاشى بايد به اعتبار مشايخ كثير الرواية وى حكم داد .