السيد موسى الشبيري الزنجاني
827
كتاب النكاح ( فارسى )
ايشان جايز است . « و اما الاجنبية التى بلغت مبلغاً صارت به مظنّة الشهوة و لا حاجة الى نظرها فانه يحرم على البالغ نظر ما عداها وجهها و كفيها اجماعاً » ، در مورد كسى كه كم سن و پيرزن نيست و در معرض شهوت است ، نظر كردن را بالاجماع حرام شمرده است . اگر نگاه كردن به دختر بچهء مثلًا مميز و نابالغ حرام باشد ، بوسيدن و به دامن گرفتن او به طريق اولى حرام خواهد بود . اين سخن را محقق كركى ، كه در افقهيت از فقهاء درجهء دوم محسوب مىشود ، و در اين طبقه ، كسى به پايهء او نمىرسد ، مىفرمايد ، بسيارى از مطالب شهيد ثانى ناظر به كلمات او است و شيخ از او به « المحقق » تعبير مىكند ، ايشان هم به تبع محقق ثانى اين مطلب را دارد . بحث ديگر نگاه صغير مميّز به زن ، و وظيفهء زن در برابر صبى مميّز است . از كلمات فقهاء بدست مىآيد كه گويا اين دو ملازم يكديگر است . اگر نگاه به صبيّهء غير مميّز حرام باشد ، زن هم بايد خود را از صبى مميز بپوشاند و صبى هم نبايد به زن نگاه كند ، البته وظيفهء ولىّ او است كه او را منع كند . دلالت آيهء شريفه مفهوم آيهء شريفهء « أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ » اين است كه اگر طفلى چنين نبود ، زن حق ندارد نزد او ابداء زينت نمايد . از طرفى صحيحهء بزنطى دلالت داشت كه زن مىتواند در برابر غلام و پسرى كه به حد بلوغ نرسيده ، ابداء زينت كند ، اين روايت قرينهء بر اين بود كه مراد از طفل در آيهء شريفه ، طفل غير بالغ است و تعبير آيهء شريفه ، كنايه از غير بالغ است . ب ) عبائر مفسران دربارهء تفسير اين آيه ، كلمات مفسرين و فقهاء تا عصر صاحب جواهر و صاحب مستند تقريباً كالاتفاق بر اين است كه مراد از « لَمْ يَظْهَرُوا » بلوغ نيست ، در عصر صاحب جواهر و صاحب مستند « بلوغ » را معيار شمردهاند .