السيد موسى الشبيري الزنجاني

807

كتاب النكاح ( فارسى )

وجود دارد و در اينجا ذكر كردن « نحوه » درست نيست . مرحوم آقاى حكيم ( ره ) تسامح ديگرى مرتكب شده‌اند ، ايشان از روى وسائل روايت را نقل كرده ، متن را متن كافى و سند را سند فقيه قرار داده‌اند ، زيرا مىخواستند روايت صحيح السند نقل كنند و سند كافى صحيح نبوده ، لذا سند فقيه را ذكر كرده‌اند و متن كافى را به آن ضميمه كرده‌اند و از آن استنباطى كرده‌اند كه ذكر خواهيم كرد . اين گونه نقل از وسائل صحيح نيست ، زيرا كلمهء « نحوه » در جائى گفته مىشود كه الفاظ دو نقل ، يك مقدار تفاوت داشته باشد ولى مضمون آنها يكى باشد ، و در اينجا صحيح نيست كه متن يك نقل را به سند نقل ديگر متصل سازيم . مرحوم آقاى بروجردى ( ره ) خدمات زيادى به اسلام و حوزه‌هاى دينى داشتند كه يكى همين بود كه اهتمام داشتند روايات كه نقل مىشود ، به مصادر مراجعه شود و به كتب فقهى يا جوامع متأخر اكتفا نشود تا اين گونه مسامحات پيش نيايد . 6 ) بررسى سند دو روايت بالا سند روايت فقيه صحيح است ، زيرا طريق صدوق در مشيخه به عبد الله بن يحيى كاهلى چنين است : « ما كان فيه عن الكاهلى فقد رويته عن أبى رضى الله عنه ، عن سعد بن عبد الله عن احمد بن محمد بن عيسى عن احمد بن محمد بن أبى نصر البزنطى عن عبد الله بن يحيى الكاهلى « 1 » » . در اين سند هيچ اشكالى نيست . ولى در نقل كافى ، « أبى احمد كاهلى » واقع شده كه روشن نيست مراد چه كسى است ، بنابراين ، روايت از جهت سند قابل اعتماد نيست . سؤال : آيا نمىتوان گفت كه به دليل اينكه عبد الله بن يحيى كاهلى نيز مستقيم روايت را نقل مىكند ، روشن نبودن مراد از ابو احمد كاهلى ضررى نمىرساند ؟ جواب : عبارت سند اين است : « و اظنّنى قد حضرته » ، پس روايت مستقيم عبد الله بن يحيى كاهلى يقينى نيست و مظنون است و مشكل است بتوان به آن اعتماد

--> ( 1 ) مشيخة الفقيه 4 : 505 .