السيد موسى الشبيري الزنجاني

790

كتاب النكاح ( فارسى )

عمل بچه مسئولند و بايد از تحقق آن جلوگيرى به عمل آورند . در اين مثال گاه ممكن است بچه‌ها اصلًا مميز نباشند كه طبيعتاً نمىتوانند مسئول كارها باشند و تكليف متوجه به ديگران مىباشد . از اين روشن تر مثال‌هاى زير است . مثال دوم : گاه گفته مىشود كه حيوان شما نبايد وارد مزرعهء ديگرى شود و از گياهان آن بخورد . مثال سوم : ماشين شما نبايد بيش از حد مجاز سرعت داشته باشد . در اين دو مثال ، حيوان و ماشين فقط موضوع عمل مبغوض و مورد آن است و مسئوليت تحقق اين عمل با شخص مخاطب است . خلاصه اينكه ، از اين گونه تعابير معلوم نمىگردد كه چه كسى مسئول تحقق امر مبغوض است . به طور طبيعى ، اگر مورد و موضوع عمل مبغوض ، مكلف بالغى باشد كه شرايط تكليف را دارا است ، خود او مسئول است ، و در جائى كه موضوع عمل مبغوض ، طفل مميز يا غير مميز باشد ، به مقتضاى حديث « رفع القلم عن الصبى حتى يحتلم » مسئوليتى متوجه وى نيست و اولياء اطفال مسئوليت دارند ، همچنين ، اگر فاعل عمل مبغوض ، حيوان يا جمادات باشد ، مسئوليت متوجه مالكين مىباشد . تطبيق مطلب كلى بالا بر محل بحث در آيهء شريفهء محل بحث گفته شده كه بندگان و اطفال غير بالغ در سه وقت بايد اجازه بگيرند ، معناى اين جمله اين است كه ورود بىاجازه آنها در اين سه وقت مبغوض شارع است ، ولى آيه نسبت به اينكه چه كسى مسئول است ، ساكت است و به طور طبيعى ، بندگان بالغ ، خود مسئول كارهاى خلاف خود مىباشند ، و اطفال نابالغ به جهت رفع مسئوليت از آنها به وسيلهء حديث رفع قلم ، مسئوليتى ندارند و اولياء بايد بچه‌ها را از ورود بدون اذن جلوگيرى كنند و اگر بچه‌ها بدون اذن وارد شوند ، اولياء مسئولند و مستوجب عذاب الهى مىباشند .