السيد موسى الشبيري الزنجاني
783
كتاب النكاح ( فارسى )
خصوص حرمت نخواهد بود و با كراهت هم سازگار است . البته ما ظهور ذاتى « لا يصلح » را در حرمت قبول داريم ، « يصلح » به معناى جواز به معناى اعم است و به معناى جواز به معناى اخص نيست ، و « لا يصلح » به معناى حرمت است ، ولى به جهت جمع بين روايات به راحتى مىتوان « لا يصلح » را به معناى كراهت شديده گرفت ، بلكه كلمهء « لا يجوز » هم احياناً به همين معنا به كار مىرود . البته از آيهء « وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ » استفاده مىشود كه بهتر است كه قواعد اصلًا چادر را هم كنار نگذارند ، ولى شايد مراد از اين قطعهء آيه هم اين باشد كه قواعد هر چند مىتوانند هم جلباب و هم خمار را بردارند ولى بهتر است كه عفت به خرج دهند و خيلى افراط نكنند و تنها به برداشتن چادر اكتفا كنند و كاملًا بىحفاظ و ساتر ظاهر نشوند . 5 ) توضيحى دربارهء صحيحهء بزنطى در ذيل صحيحهء بزنطى كه از امام رضا عليه السلام از حكم قواعد سؤال كرده مىخوانيم : « فما لي من النظر اليه منها فقال عليه السلام : شعرها و ذراعها » . اين روايت هر چند دربارهء حكم نظر به قواعد است ولى بالملازمة العرفية از آن حكم ستر قواعد هم استفاده مىشود و بر عدم لزوم ستر مو و ذراع قواعد « 1 » دلالت مىكند . حال اين روايت را با روايات ديگر چگونه مىتوان سازگار نمود ؟ در پاسخ مىگوييم كه از رواياتى كه برداشتن خمار و جلباب را مجاز دانسته ، به روشنى جواز ابداء شعر استفاده مىشود ، از جواز برداشتن جلباب هم جواز ابداء ذراع استفاده مىگردد ، چون اگر زن چادر نداشته باشد چه بسا به علت كوتاه بودن آستين پيراهن يا به جهت بالا رفتن آستين ، ذراع زن ديده شود ، از اطلاق جواز وضع جلباب ، عدم
--> ( 1 ) مؤيد اين امر روايت يونس است كه « حد القواعد من النساء اللاتى اذا بلغت جاز لها ان تكشف رأسها و ذراعها » .