السيد موسى الشبيري الزنجاني
740
كتاب النكاح ( فارسى )
مهم است و ساير عناوين را به اين عنوان واحد ارجاع دهيم ؟ در اين صورت ، چرا چهار عنوان ذكر شده است ؟ اگر ذكر عناوين مختلف به جهت پيروى از نص يا كلمات فقهاء باشد ، باز بهتر است كه ملاك واحد جامع را ذكر كرده و عناوين منصوص مانند معالجه و شهادت را به عنوان امثله آن آورد ، تا جميع نكات لازم محفوظ بماند . بنابراين ، ذكر چهار عنوان مستقل و غير مرتبط به هم چه وجهى دارد ؟ 4 ) پاسخ سؤال در پاسخ اين سؤال ، نخست فرق صورت اول و صورت سوم را توضيح مىدهيم ، كلام ما اين است كه مراد از صورت سوم استثناء شده ( معارضة كل ما هو أهم . . . ) ، همان باب تزاحم مطرح در كتب اصولى است ، اين باب در جايى است كه دو عمل خارجى مصلحت دار ، در مقام امتثال با يكديگر سازگار نباشند و امكان امتثال هر دو با هم نباشد ، طبعاً اهم فداى مهم مىشود يا تخيير در كار است . ولى تمام صورتهاى مزاحمت ، مربوط به تزاحم افعال خارجى متعلق به احكام شرعى نيست ، گاه در نفس حكم شرعى تزاحم مىباشد ، مثلًا در حديث معروف نبوى « لو لا أن أشق على امتى لأمرتهم بالسواك » ، عدم الزام به مسواك به اين خاطر نيست كه مسواك كردن با مطلوب ديگر شارع تزاحم دارد ، زيرا در مورد مسواك هيچگونه مفسدهاى در كار نيست و ملازم با ترك هيچ مصلحتى نيست ، بلكه كسر و انكسار و تزاحم در حكم شرعى مىباشد ، يعنى شارع هنگامى كه مىخواهد حكمى صادر كند ، علاوه بر مصالح و مفاسد متعلق ، مىبايد نفس مصلحت و مفسدهء خود حكم را هم در نظر بگيرد ، البته در نفس مسواك كردن مصلحت تامه وجود دارد ولى چون ملزم بودن مردم به مسواك كردن و متعهد بودن آنان به اين كار ، خود مفسده دارد ، شارع الزام را برداشته است .