السيد موسى الشبيري الزنجاني
751
كتاب النكاح ( فارسى )
جسدها امّا كسر و امّا جرح في مكان لا يصلح النظر اليه ، يكون الرجل أرفق بعلاجه من النساء ، أ يصلح له النظر اليها ؟ قال : اذا اضطرت اليه فليعالجها ان شاءت « 1 » . 2 ) مقصود از « فليعالجها » ترخيص در معالجه است . در حديث آمده است « فليعالجها » ، اين سؤال مطرح مىشود كه آيا علاج بر طبيب لازم است ؟ مرحوم آقاى حائرى مىفرمايد كه اين امر در مقام رفع توهم حظر است و يك حكم ترخيصى است . اين فرمايش صحيح است ، زيرا سؤال دربارهء جواز نظر است و چون نظر مقدمه براى معالجه بوده ، ابو حمزه مىپرسد كه آيا نظر به اجنبيه در اين مقام جايز است تا علاج جايز باشد يا آنكه نظر حرام است و علاج نيز حرام است ؟ حضرت در پاسخ مىفرمايند كه اگر اضطرار بود ، علاج كند و اين امر فقط جواز علاج را مىفهماند . 3 ) بحثى پيرامون معناى أرفق دو احتمال در معناى « أرفق » مطرح مىشود : يكى اينكه معالجه اصلًا مشكل نيست و زن يا مرد معالجه كند ، فرقى ندارد و فقط معالجه نزد مرد بهتر و راحتتر است . اين احتمال در اين روايت مطرح نيست ، زيرا هرگز ابو حمزه چنين سؤالى نمىكند كه يك حرام ذاتى و يك حلال ممكن است انجام شود ، آيا به واسطه آنكه حرام راحتتر است ، جايز است مرتكب حرام شود ، مثلًا علاج هم به وسيلهء شرب خمر و هم سكنجبين ممكن است ، ولى شرب خمر راحتتر است ، آيا اين موجب مىشود كه شرب خمر حلال شود ؟ پس مقصود ابو حمزهء ثمالى اين است كه در معالجه توسط طبيب زن ، يك نوع مشكل و حرجى وجود دارد ، چنانچه در بعضى نسخههاى غير صحيح نيز در سؤال ، كلمهء اضطرار درج شده بود ، البته آن نسخهها صحيح نبود ولى از مقام ابو
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة 20 : 233 ، النكاح ، ابواب المقدمات ، باب 130 ، حديث 1 .