السيد موسى الشبيري الزنجاني
853
كتاب النكاح ( فارسى )
را بخوان ، از اين نحوه بيان معلوم مىگردد كه آيه موهم اين است كه لمس مملوك نسبت به مالكه هم جايز است ، اين توهم مىتواند از يكى از اين دو جهت ناشى شده باشد ؛ نخست اينكه « ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » در سياق محارم همچون پدران و پسران و برادران واقع مىباشند و اين امر ممكن است اين معنا را القاء كند كه مملوك هم جزء محارم است . بنابراين ، مملوك همانند ساير محارم مىتواند مالكهء خود را لمس كند . جهت دوم ، ممكن است كسى آيهء « لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ » را مطلق بداند و منكر اختصاص آيه به نظر باشد و مسألهء لمس را هم مشمول آيه بداند « 1 » . البته از ذيل پاسخ امام عليه السلام ، نادرستى اين دو جهت روشن مىگردد و به خودى خود نيز اين دو جهت نادرست است « 2 » ، ولى امام عليه السلام به جهت تقيه ، توريه كرده و نادرستى استدلال به آيه را بالصراحه بيان نكردهاند ، شواهد تقيه ، هم از روايت و هم از خارج آشكار است ، زيرا اولًا ، مراد از هاشميه در روايت ، زنان
--> ( 1 ) ( توضيح كلام استاد مد ظلّه ) : اين آيهء شريفه ( آيه 55 ) در واقع استثناى از « وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ » است كه در آيهء 53 ذكر شده است ، امر به احتجاب هم به معناى چادر سر كردن يا پوشيه زدن نيست بلكه به معناى در پرده بودن مىباشد كه مىتواند هم براى پرهيز از نظر مرد نامحرم و هم براى اجتناب از لمس اجنبيه باشد ، به خصوص اينكه در پارهاى از نقلها شأن نزول آيه را چنين ذكر كردهاند كه در هنگام غذا خوردن ، مردى نامحرم دست عائشه را لمس كرده است . به هر حال ، اگر امر به احتجاب كه مستثنى منه آيهء « لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ » است ، مسألهء لمس را هم شامل مىگردد ، لا جناح نيز جواز لمس را در موارد مذكور و از جمله مماليك نساء اثبات مىكند . ( 2 ) ( توضيح كلام استاد مد ظلّه ) : ناتمام بودن جهت اول به اين خاطر است كه مجرد سياق ، دليل محرم بودن مماليك يا اتحاد آنها با محارم در جميع احكام نيست ، بلكه تنها مىتواند در يك جهت ، مثلًا در مسألهء نظر تمام اين موارد يكسان باشند ، جهت دوم و اطلاق آيه هم روشن نيست ، قدر متيقن از مسألهء امر به احتجاب ، مسألهء نظر است و غير از حرمت نگاه به اجنبيه را از آن نمىتوان نتيجه گرفت ، شأن نزول آيه هم معلوم نيست كه لمس دست عائشه باشد ، اين نقل چندان معتبر نيست و نقلهاى مخالف ديگرى هم در مسأله هست . بهر حال غرض امام عليه السلام از قرائت آيهء شريفه « لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ » بيان حكم شرعى نبوده ولى شايد منشأ قرائت حضرت مسأله تقيه و توريه نباشد ، بلكه شايد حضرت مىخواستهاند اشاره كنند كه كار زنان اهل مدينه ( كه از خاندان رسالت هم مىباشند ) بر پايه برداشتى - هر چند غلط - از آيهء شريفه صورت گرفته و آنها معصيت آشكارى را مرتكب نشدهاند ، به هر حال ، از ذيل حديث « لا بأس ان يرى المملوك » استفاده مىشود كه تنها نظر مملوك نسبت به مالكه خود جايز است و لمس مالك توسط مملوك مجاز نيست و مملوك محرم يا در حكم محرم نيست .