السيد موسى الشبيري الزنجاني
850
كتاب النكاح ( فارسى )
مضمرات در مكاتبات به آن حضرت هم زياد است « 1 » ، ولى چون قاسم صيقل ، مستقيم يا غير مستقيم ، مكاتبهء صريحى از آن حضرت ندارد ، و از سوى ديگر مكاتبهاى با امام رضا و امام جواد عليهما السلام داشته « 2 » ، نمىتوان مرجع ضمير را در اين حديث با قاطعيت روشن ساخت . 3 ) دو نكته دربارهء روايت نكته اول : عبارت « فان ذلك مكروه » در روايت وارد شده است ، مكروه در لسان روايات و اطلاق قدماى فقهاء الزاماً به معناى كراهت اصطلاحى نيست بلكه هم در حرمت و هم در كراهت به كار مىرود ، و با توجه به ظهور « لا تكشفى » در حرمت و اينكه اختلاف شيعيان در مسأله در حرمت و عدم حرمت بوده ، همانطور كه از كلمه لا يحل و لا بأس در سؤال سائل برمىآيد ، مراد از مكروه ، حرام مىباشد . نكته دوم : سابقاً گفتيم كه شيخ طوسى به روايت اصحابنا نسبت داده كه مراد از « مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » خصوص اماء است ، و ما گفتيم كه ظاهراً شيخ به همين روايات موجود نظر دارد و منظور ايشان روايت ديگرى كه كسى از آن ياد نكرده ، نيست ، و مراد شيخ هم اين است كه با توجه به روايت اصحابنا بايد مراد از ملكت ايمانهن را خصوص اماء دانست و مراد ايشان اين نيست كه روايت خاصى به عنوان تفسير اين آيه شريفه آن را به اماء اختصاص داده باشد . حال عرض مىكنيم كه ممكن است نظر شيخ به اين روايت باشد كه خود در تهذيب نقل كرده ، با اين توضيح كه در روايت آمده كه برخى از شيعيان كشف رأس را در نزد خادم مجاز مىدانستند ، روشن است كه نفس خادم بودن دليل جواز كشف رأس نيست ، از اين رو ، بايد مراد از خادم ، مملوكى باشد كه زن مالك او است ، و امام
--> ( 1 ) به عنوان نمونه كافى 1 : 102 ح 8 ، 3 : 438 ح 11 ، 4 : 521 ح 8 و 543 ح 14 . ( 2 ) كافى 3 : 407 ح 16 ، تهذيب 2 : 358 شمارهء 1483 .