السيد موسى الشبيري الزنجاني
91
كتاب النكاح ( فارسى )
ذكر كردهاند . ج - ممكن است اين شخص همان غياث بن ابراهيم باشد كه در اصحاب حضرت باقر عليه السلام رجال شيخ آمده است و چون او از عامه و بترى است پس ممكن است اين غياث نيز غير امامى باشد . نقد كلام صاح قاموس الرجال : 1 - دليل سوم ايشان دورى است ، چون هر دليلى بايد صرف نظر از ادله ديگر دلالتش تمام باشد . اگر ما از دليل اول و دوم ايشان صرف نظر كنيم و بپذيريم كه روايتى كه صدوق در خصال و عيون از غياث نقل كرده امامى بودن غياث را مىرساند ديگر احتمال اتحادش با غياث بن ابراهيم بترى در كار نيست و در صورتى مىتوانيم اين احتمال را بدهيم كه در كلام مرحوم مامقانى مناقشه كنيم و روايت صدوق را دليل عامى بودن ندانيم . خلاصه احتمال اتحاد متوقف بر عدم دليليت نقل روايت اثنى عشر است و عدم دليليت را مىخواهند از احتمال اتحاد بدست آورند و هذا دور . 2 - بين راوى مع الواسطه و راوى مستقيم فرق است ، چون رواة مع الواسطه امام ممكن است عامى باشند . و به امامت حضرت معتقد نباشند لكن كسى كه مىرود محضر امام عليه السلام شاگردى مىكند و از كلام حضرت كتابى را جمعآورى مىكند نمىتواند غير امامى باشد . الان ما ممكن است رواياتى را از أبو هريره نقل كنيم در حالى كه او را هيچ قبول نداريم ولى كسى كه مىرود شاگردى أبو هريره را مىكند بايد معتقد به او باشد . 3 - اينكه از امام صادق عليه السلام گاهى به « جعفر » تعبير مىكند ( در حالى كه بيش از 80 % از روايات غياث با تعبير « أبا عبد الله » است ) به اين جهت است كه تقيّد به تعبيرات در اوائل چندان مستحكم نشده بوده است ، بلكه تا زمان شيخ طوسى ( ره ) نيز بسيارى از اوقات اسم مبارك امام عليه السلام را بدون « عليه السلام » مىآوردهاند ،