السيد موسى الشبيري الزنجاني
48
كتاب النكاح ( فارسى )
ندارد . مثال روشن براى مسألهء اعراض : شخصى صيدى كرده است . مثلًا ماهى صيد كرده است و به قصد اين كه از ملك خودش خارج كند ( به انشاء خروج از ملكيت ) صيد را رها مىكند ، اينجا بحث پيش مىآيد كه آيا با آزاد كردن اين جورى ، سلب ملكيت مىشود يا خير ؟ 2 - مناقشهء استاد در كلام مرحوم ايروانى : اولًا اينكه ايشان بين ميهمانىهاى عمومى و سَبيل كردن آب و امثال آن با نثار عروس فرق مىگذارند ، وجه آن معلوم نشد كه به چه علت در نثار عروس انشاء تمليك است ولى در باب مهمانىهاى عمومى انشاء اباحه است ؟ فرقى بين اين دو وجود ندارد تا بگوييم در نثار عروس ملك طرف مقابل مىشود ولى در مهمانى كه غذا مىخورد ، غذا در ملك ديگرى است ، منتها اجازهء تصرف دارد . مخصوصاً بعضى از چيزهايى كه بر سر عروس مىپاشند ؛ از قبيل مأكولات است و فرقى بين اين مأكول با مأكولات در مهمانىها وجود ندارد . نكتةٌ : استاد : يكى از چيزهايى كه در باب معاطات مقصود به الاباحة است ، تملك است كه شخصى مجاز باشد براى خودش تملك كند ( البته اين در كلام شيخ انصارى به وضوح بيان نشده است ) پس ممكن است در هر دو مثال تملك مجاز باشد . ثانياً اين كه ايشان مىفرمايند مورد بحث در آنجا است كه شخص اعتباراً از خودش سلب ملكيت كرده باشد و خيلى از مثالهايى كه گفته شده خلط بين مسألهء اعراض و مسائل ديگر است ، درست نيست و معلوم نيست كه مورد بحث منحصر باشد به مطلبى كه ايشان مىفرمايند . البته شخصى كه از شيئى اعراض كرده گاهى به اين صورت است كه شخص ملكيت را براى خودش محفوظ نگاه داشته ،