السيد موسى الشبيري الزنجاني
44
كتاب النكاح ( فارسى )
استحباب ندارد ، بلكه از همان نخست اقسام پنجگانه مطرح است . در اينجا تذكر چند نكته مناسب است : نكته اوّل : در اينجا مصنف مىفرمايد « او يبتلى بالزنا معها » ، در عبارت قبل آورده بود : « او الوقوع فى الزنا او محرم آخر » عبارت قبل از دو جهت از اين عبارت بهتر است اولًا « زنا با اين زن » خصوصيت ندارد . ثانياً : اصل زنا هم خصوصيت ندارد ، بكله اگر عدم تزويج همين زن ، باعث هر نوع محرّمى گردد ( با توضيحى كه در بحث قبل گذشت ) نكاح واجب مىشود ، مثلًا اگر به جهت شدّت علاقه ، در اثر عدم تزويج با همين زن ، به كارهاى خلاف مىافتد ، نكاح با آن زن بر وى واجب مىگردد . نكته دوم : در عبارت : « المستحب المستجمع » كلمه نكاح در بين اين دو كلمه افتاده است . چون مستجمع وصف مورد نكاح است نه خود نكاح ، اين اشتباه در نسخه اصل عروه به قلم مرحوم مصنف رخ نموده چنانچه با مراجعه نسخه عكسى از نسخه اصل معلوم گرديد . نكته سوم : در عبارت : « المكروه النكاح المستجمع » ، الف و لام بر سر النكاح زائد است . چنانچه در نسخه اصل عروه نيامده است و نكاح به المستجمع اضافه شده است « 1 » ، همچنانچه كه در نكاح القابلة المربية چنين است . تذكرى مربوط به بحثهاى سابق : يكى از ادله كراهت شديد عزوبت اين حديث نبوى است در اوصاف آخر الزمان : قال رسول الله : ليأتين على الناس زمان لا يسلم لذى دين دينه . . . فعند ذلك حلّت العزوبة « 2 » از اين عبارت برمىآيد كه عزوبت در غير آخر الزمان جايز نيست ، كه البته مراد كراهت شديده خواهد بود . « * و السلام * »
--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر كلام استاد - مد ظله - ) : ظاهرا در هر دو مورد به جاى المستجمع المتجمعة باشد ، چه اين كلمهء وصف المرأة است . ( 2 ) مستدرك الوسائل 11 : 378 / 13336 .