السيد موسى الشبيري الزنجاني

33

كتاب النكاح ( فارسى )

4 ) نظر استاد - مد ظله - : اگر اضرار به نفس به حدى برسد كه منجر به فساد ابدان يا هلاك ابدان و مانند اينها ( كه در روايات تعبير شده ) بشود ، در اين صورت مىتوان استفادهء حرمت نمود ؛ اما از آن نمىتوان استفاده كرد كه مطلق اضرار حرام است . مثلًا اگر خوردن يك غذا تنها منجر به مختصرى تب شود و سپس بهبودى حاصل گردد ، حرمت اين را نمىتوان از احاديث مزبور استفاده كرد . مرحوم آقاى خوئى نيز در فتاوايشان ايراد ضررهاى شديد را ممنوع شمرده‌اند نه ضررهاى مختصر . پس اطلاق كلام مرحوم آقاى داماد قابل اشكال است . شخصى اشكال مىكرد كه مرحوم آخوند در جايى تعبير فرموده : " دفع الضرر لا سيما اذا كان اخرويّاً واجب الدفع " . از اين كلام مىتوان استفاده نمود كه دفع ضرر دنيوى نيز واجب است از سوى ديگر ، ايشان در پاسخ اخباريها كه مىگويند " مشكوك الحرمة محتمل الضرر است و دفع ضرر محتمل عقلًا واجب ، پس بايد از مشكوك الحرمة اجتناب نمود " فرموده است كه اگر مراد ضرر اخروى باشد ، صغرى ممنوع است و اگر اعم از دنيوى و اخروى مراد باشد ، كبرى نادرست است ، زيرا چه بسا عقلاء به عملى كه متضمن ضرر دنيوى قطعى است اقدام مىكنند . اين سخن ايشان كه دفع ضرر دنيوى را واجب نمىداند ، با كلام پيشين تناقض دارد . در پاسخ اين اشكال بايد گفت كه مرحوم آخوند به حرمت اقتضايى اضرار دنيوى قائل است و حتى مىتوان گفت اين حكم اقتضايى عقلى نسبت به اموال هم وجود دارد . آنچه ايشان منع كرده‌اند ، حكم عقلى فعلى نسبت به وجوب دفع ضرر دنيوى است . زيرا چه بسا براى ضررهاى دنيوى ، به سبب تزاحم با جهاتى ديگر كه اهم مىباشند ، جهت بالفعل وجود ندارد ، سخن اخير ايشان ناظر به اين نكته است و تناقضى در كار نيست . در اينجا هم گاه ميان يك اضرار بدنى با امرى ديگر تزاحم پيش مىآيد ، مثلا به سبب ميل وافر به غذايى خاص و زياده روى در خوردن ضررى مختصر حاصل مىشود ، در اين صورت حرمت اضرار ، از آنجا كه با جهات عقلايى ديگر كه چه بسا اهم است تزاحم