السيد موسى الشبيري الزنجاني

27

كتاب النكاح ( فارسى )

مرحوم نائينى مىفرمايند « 1 » : واجب مشروط پس از حصول شرط ، مطلق نمىشود ، بلكه فعلى مىشود و مشروط به آن شرط نيز باقى مىماند . مطلق آن است كه بر بودن و نبودن شرط ، متوقف نباشد . بنابراين حصول شرط ، شرطيت را از بين نمىبرد . بلكه شرطيت دارد منتها شرط حاصل شده است . در علت و معلول نيز همين طور است كه معلول بعد از حصول علت نيز به علت خودش باقى و بر آن متوقف است . 3 ) اشكال و جواب : توضيح اشكال : با توجه به مقدمهء فوق عبارت مرحوم سيد كه مىفرمايند : « و فيما اذا كان مقدمة لواجب مطلق » مورد اشكال است . زيرا اين عبارت ، واجب مشروطى كه شرطش حاصل شده است را شامل نمىشود . پس اگر بجاى واجب مطلق ، واجب فعلى تعبير مىشد ، بهتر بود . جواب اشكال : دفع اشكال بنا بر مبناى مرحوم آخوند : مرحوم آخوند مىفرمايند « 2 » : واجب مطلق و مشروط نسبى است ، بنابراين اينطور نيست كه نماز واجب مطلق باشد و يا حج واجب مشروط ، بلكه نماز و حج هم واجب مطلق هستند و هم واجب مشروط . فقط بالاضافه فرق مىكند . مثلًا نماز نسبت به وضو واجب مطلق است چون مشروط است . با توجه به اين مبنا در بحث مقدمهء واجب مىفرمايند : بحث در اين است كه آيا مقدمهء واجب مطلق از آن حيثيتى كه اطلاق دارد ، آيا واجب است يا واجب نيست ؟ مثلًا نماز از ناحيهء وضو اطلاق دارد يعنى وجوب نماز تقيدى به وضو ندارد . پس از ناحيهء وضو ، نماز واجب مطلق است . بنابراين مورد بحث اين است كه آيا وضو كه مقدمهء واجب مطلق است واجب است يا خير ؟

--> ( 1 ) فوائد الاصول ، از طبع انتشارات اسلامى ج 1 و 2 / ص 339 ، بحث مسأله ترتب - المقدمة الثانية . ( 2 ) كفايه / الاوامر / تقسيمات الواجب - ص 121 ، طبع انتشارات اسلامى