السيد موسى الشبيري الزنجاني

18

كتاب النكاح ( فارسى )

و « عدل » هر دو استعمال شده است و لفظ مشتركى براى هر دو معناست . « قاسط » در قرآن كريم به معناى « جائر » به كار رفته و اصطلاح قاسطين به همين معناست و « القائم بالقسط » به معناى « عادل » است . ولى « اقساط » كه مصدر باب افعال است ، يك معنا بيشتر ندارد و آن « ازالة الجور » است ، گويا ( الف ) ، براى سلب است . اما در خصوص آيهء شريفه ، در دوران جاهليت قبل از اسلام كه جنگهاى زيادى رخ مىداد و اساساً جنگ را از افتخارات خود مىدانستند و خوى سبعيّت در زندگى رواج داشت ، نام فرزندانشان را اسد ، كلب ، ذئب و امثال آن مىگذاشتند . بر اثر جنگهاى فراوان ، دخترهاى پدر مرده و يتيم در جامعه زياد بودند و رسم بر اين بود كه اشخاص با تعداد زيادى از اين دخترها ازدواج مىكردند و به طور معمول در بارهء آنان عدالت مراعات نمىشد . به عنوان يتيم آن دختران را مىآوردند و با مهريه‌اى سبك به نكاح خويش در مىآوردند و پس از چندى رها مىكردند . و خلاصه رعايت عدالت را نمىكردند . پيامبر اكرم مبعوث شد و ميان قبائل عرب صلح برقرار كرد و انقلابهاى مختلفى را در ابعاد گوناگون ايجاد كرد . در اين باره نيز قرآن اهتمام فراوانى دارد و نسبت به يتامى و حقوق آنان عنايت دارد . آنان نيز كه پس از ظهور اسلام متوجه خطاهاى خود شده بودند و توبه كردند ، در خصوص ازدواج با يتامى خوف داشتند ، قرآن مىفرمايد : نكاحى بكنيد كه خطر عدم عدالت در آن نباشد . پس صدر و ذيل آيه مربوط به نكاح است . 2 ) بيان آقاى طباطبائى ( ره ) در « الميزان » آقاى طباطبائى در تفسير الميزان مىفرمايد : برخى گفته‌اند « إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى » از باب اقامه سبب به جاى مسبب است يعنى « ان لم تطب لكم نكاح اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء » اگر نكاح با يتامى براى شما گوارا نبود ، موردى را انتخاب كنيد كه اين مشكل بروز نكند ، منتهى سبب « عدم طيب »