السيد موسى الشبيري الزنجاني
131
كتاب النكاح ( فارسى )
مىشود و حيث اينكه با وجه و كفين و شعر جمال زن ، ظاهر و معلوم مىشود نبايد در محاسن از اين سه تا تعدى كنيم . بعد مىفرمايند : اولًا از رواياتى كه راجع به نظر كردن به محاسن است معلوم مىشود كه ساق نيز قطعاً از محاسن است و نگاه كردن به آن براى كسى كه ارادهء تزويج دارد جايز است و ثانياً روايتى كه نگاه كردن به ساق امة را در هنگام خريد جايز دانستهاند ، بالاولوية استفاده مىكنيم كه نگاه كردن به ساق زن براى كسى كه ارادهء ازدواج دارد جايز است . به اين صورت كه در روايت دارد « أن يشتريها باعلى الثمن » پس اگر در خريد امة نگاه كردن به ساق جايز باشد به طريق اولى در جايى كه شراء به اعلى ثمن است ، نگاه كردن به ساق جايز خواهد بود . مناقشهء استاد در كلام مرحوم خوئى : اولًا : محاسن مفهوم روشنى ندارد تا بوسيلهء آن بتوان تشخيص داد كه آيا ساق جزء محاسن است يا خير ؟ سابقين هم محاسن را به وجه و كفين و مو تطبيق كردهاند و در عرف هم كه زيبايى اشخاص را مىخواهند تشخيص بدهند به قسمتهايى كه اعالى بدن ( صورت ، مو ، غيره . . . ) است نگاه مىكنند . بنابراين از محاسن به اين توسعه كه ايشان استفاده كردهاند ، نمىتوان استفاده كرد . ثانياً : از أمة نمىتوان به حرّة تعدى كرد زيرا هم در جاهليت و هم در اسلام گاهى چيزهايى براى حرّه بود كه براى أمة لازم نبود ، مثلًا در نماز اگر موهاى أمة باز باشد اشكال ندارد ولى براى حرّة اشكال دارد . پس يك نحوه احترامى براى حرّة وجود دارد . بنابراين در جواز نظر به ساق براى كسى كه ارادهء ازدواج دارد ، دليلى وجود ندارد . ه ) : حكم نظر به « خلف »