السيد موسى الشبيري الزنجاني

124

كتاب النكاح ( فارسى )

دوم رمز حارثى ، چون از اولاد حارث اعور بوده‌اند . حسين حارثى ، شاگرد شهيد ثانى است و در 984 و نوزده سال پس از شهيد ثانى ، وفات كرده است . ما نسخه‌اى از كتاب « فهرست » شيخ را امانت گرفته بوديم كه با دو واسطه با فهرستى كه به خط شيخ بود ، مقابله شده بود و تاريخ آن نسخه 1016 بود و نوشته بود كه ما اين نسخه را با نسخه ح - ح ( رضى الله عنه ) ، مقابله كرديم و او هم نسخه‌اش را با نسخهء شهيد ثانى [ متوفاى سال 966 يا 965 ( قول اصح ) ] مقابله كرده است . لذا در اين فاصله شخصى غير از حسين حارثى ، پدر شيخ بهائى به نظر نمىرسد . به هر حال اين شخص در حاشيهء يكى از نسخ رجال نجاشى مىنويسد : « نقل العلامة توثيق على عن النجاشى و لم نجده فى النسخ و منه نسخة التى هى به خط ابن ادريس و عليها خط ابن طاووس رحمه الله . ح - ح » مراد از ابن طاووس ، أحمد بن طاووس است كه فقيه و رجالى بوده يا فرزندش عبد لكريم بن طاووس است كه او هم رجايى بوده است . بنابراين دليلى وجود ندارد كه نسخ صحيح در اختيار علامه بوده و نسخى كه در اختيار ماست ، غلط و غير قابل اعتماد است . پس از اين ناحيه نمىتوان اثبات كرد كه حسن بن السرى ، در نزد نجاشى « ثقة » بوده است . نظر استاد - مد ظله - در بارهء حسن بن السرى : ولى اساساً به نظر ما اصلًا حسن بن السرى احتياج به توثيق ندارد ، زيرا فقهاى بزرگى چون حسن بن محبوب ( از مشايخ شيعه ) ، جعفر بن بشير ( از فقهاى معروف كه درباره‌اش گفته‌اند : روى عن الثقات و در مشيخهء فقيه در طريق به كتاب حسن بن السرى راوى از حسن بن السرى اوست . ابان بن عثمان و عبد الله بن مسكان از فقهاى طبقهء دوم ، يونس بن عبد الرحمن از فقهاى طبقهء سوم و على بن حكم از اجلاء روات ، همگى از او نقل حديث كرده‌اند و بناى بزرگان بر اين نبوده كه از هر كتابى حديث نقل كنند . چنان چه مبنايشان جريان اصالة العدالة در بارهء افراد هم نبوده تا به سهولت ، اعتماد كنند و حديث نقل نمايند . لذا از اين ناحيه وثاقت حسن