السيد موسى الشبيري الزنجاني

10

كتاب النكاح ( فارسى )

سند روايت در جامع احاديث چنين نقل شده است : محمد بن يعقوب عن على بن محمد بن بندار عن محمد بن على عبد الرحمن بن خالد عن محمد بن الاصم عن أبى عبد الله در اين سند عبد الرحمن بن خالد مجهول است و روايات بسيار هم ندارد ، تنها همين يك روايت از او در كتب اربعه نقل شده . محمد بن اصم نيز همينطور است . محمد بن على هم اگر ابو سمينه باشد ضعيف است . « 1 » اما دلالت روايت ، اين روايت اخص از مدعاست ، چون تنها دليل بر آن است كه كسى كه با عزوبت از دنيا رود « رذل » مىباشد . ولى كسى را كه مدتى ازدواج نكرده و بعد ازدواج كند ، شامل نمىشود . سؤال : آيا از رذل بودن استفاده حرمت نمىشود ؟ جواب : اصل عدم حرمت عزوبت از جهت سيره متشرعه قطعى است ، ولى هر چند عزوبت ذاتاً حرام نيست ، ولى چون بسيارى از اوقات باعث به گناه افتادن مىشود ، و از سوى ديگر خود ترك اين سنت مهم پيامبر سبب دورى فرد از رحمت الهى مىشود و عنايات خداوند كه از انسان دور شد بسيار به گناه مىافتد ، از اين رو تعبير رذل شده است . 5 ) اشاره به ساير روايات درباره كراهت عزوبت از روايات بسيارى كراهت عزوبت استفاده مىشود . مانند :

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر كلام استاد - مد ظلّه - ) سند روايت در كافى 5 : 339 / 3 چنين است : عنه عن محمد بن على ، و در اول آن اين سند آمده : « على بن محمد بن بندار عن احمد بن محمد بن خالد » شيخ طوسى در تهذيب 7 : 239 / 2 ضمير را به على بن محمد بازگردانده ، ولى مرجع ضمير بنابر تحقيق احمد بن محمد بن خالد است . چنانچه صاحب وسائل 20 : 19 / 24915 فهيمده است ، محمد بن على در مشايخ احمد بن محمد بن خالد به تصريح استاد - مد ظله - بىترديد ابو سمينه است كه در روايات چندى در محاسن به نام وى تصريح شده است ، به هر حال در ضعف سند روايت بالا ترديد نيست .