مهدى لطفى
86
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
شيخ خوزستانى گويد ، وقتى اين قضيه را ديدم به حضرت عرض كردم : اى مولاى من يا امير المؤمنين احترام و برخوردى كه با علّامه نموديد با ما نكرديد ؟ ! امام فرمود « الغدير غديره » . « 1 » الغدير او يك چشمهء سيرابكننده و نشأت گرفته از كوثر است . آرى ، غدير علمش از بركت الغدير فوران كرد چشمهها از منابع فيض بىپايان ولايت از آن جوشش نمود و از آن چشمهها و رودهاى خروشان جارى و درياها تشكيل داد . * * * * * « نظير همين قضيه را فرزند علّامه نقل مىكند كه ، وقتى خواستم بعد از رحلت مرحوم علّامه در سال 1390 از نجف به ايران بيايم . رفتم خدمت آيت اللّه سيد محمد تقى بحر العلوم كه از نوههاى مرحوم علّامه بحر العلوم بود ، وقتى چشمش به من افتاد شروع كرد به گريه كردن . گفتم : به خاطر چه گريه مىكنيد ؟ ! فرمودند بعد از اينكه مرحوم پدرت رحلت كرد با خود فكر مىكردم كه امام على عليه السّلام چگونه از زحمات علّامه تشكر مىكند ! تا اينكه يك شب در خواب ديدم كه قيامت برپا شده است ، مردم در صحراى محشر هستند . همه توجه به يك طرفى دارند فهميدم كه آن حوض كوثر است رفتم طرف حوض كوثر ديدم كه حضرت امير المؤمنين در كنار حوض ايستادهاند ، و
--> ( 1 ) - ربع قرن مع العلامة ص 50