مهدى لطفى
69
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
آيا در دادگاه عدل الهى محكوم نخواهيم شد ؟ تاريخ بر اين گواه است كه اين مكتب به آسانى بدست ما نرسيده است ، مكتب شيعه از درياى خون شهيدانى چون فاطمه زهرا ، و امير المؤمنين و حسن بن على و حسين بن على عليهم السّلام و اصحاب با وفايش و شهيد اول و شهيد ثانى و قاضى نور اللّه . . . مىگذرد . پس چرا ما بايد به خون اين پاكان خيانت كنيم . و از اين مكتب نورانى دفاع نكنيم ، مگر خون ما از خون جگرگوشهء پيامبر فاطمهء زهرا عليها السّلام رنگينتر است ، مگر اهل و عيال ما از اهلبيت امام حسين عزيزتر است ! ! پس غفلت تا كى . . . ؟ ؟ خداوندا از تو مىخواهم به خون پاكانى كه نثار اين درخت پرثمر علوى شده ما را به وظيفه خود آگاه كرده و از خواب غفلت بيدارمان كنى . آرى همين سؤالات بود كه دل معمار مدينه غدير را پر از خون نموده بود . و به نقل استاد محمّد رضا حكيمى « يكى از دردهاى استخوانسوز نويسنده « الغدير » علّامه شيخ عبد الحسين امينى اين بود كه چرا در حوزههاى روحانى مسئلهء ولايت و تاريخ تشيع مطرح نيست . « 1 » چرا بايد كتابى چون « الغدير » كه آن را بايد منشور ولايت علوى ناميد به اندازهء حاشيه مكاسب و رسائل مطرح نباشد . كه وقتى علّامه امينى از مرجع تقليد آن زمان تقاضا كند كه هزينه چاپ اين كتاب را از وجوهات شرعيه دهد اجازه ندهد . و راضى شود كه چاپ كتابى همچون الغدير سه چهار سال به تأخير افتد .
--> ( 1 ) - حماسهء غدير ص ، 383