مهدى لطفى

58

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

مىآمدند و در مورد مطالب اعتقادى سؤال مىنمودند و گاهى تا نيمه شب مشغول بحث مىشديم روزى « شيخ محمّد سعيد دحدوح » « 1 » امام جماعت مسجد نوحيه را زيارت نموديم . او مردى عالم بود كه حظ وافرى از علم و معنويت داشت . به همراهى ايشان به كتابخانهء دار الكتب وطنى حلب رفتيم . من در اتاق مدير مشغول خواندن فهرست كتابهاى موجود در كتابخانه بودم كه شخصى وارد اتاق شد . كنار شيخ سعيد دحدوح نشست . و با او به آرامى مشغول صحبت شد . و گويا شبهاتى داشت كه مىخواست بيان كند . امّا چون من مشغول مطالعه بودم از مطرح نمودن آن خوددارى مىكرد . لذا من از مطالعه دست كشيدم . در اين هنگام محمّد سعيد دحدوح رو به من گفت : استاد اشكالى دارند و مىخواهند پاسخ ايشان را بدهيد . گفتم بفرمائيد : گفتند : من معتقد هستم كه شيعيان در محبّت اهلبيت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله غلو مىكنند با اينكه در بين ايشان علمايى همچون شما مىباشد . پس چرا شماها با اين بدعت‌ها مبارزه نمىكنيد ؟ و جلو آنها را نمىگيرند ؟ اشكال من اين است كه همهء مسلمانان اهلبيت پيامبر و على عليه السّلام را دوست دارند . ما هم دوستدار اهلبيت عليهم السّلام هستيم . امّا من

--> ( 1 ) - ايشان از جملهء كسانى هستند كه پس از خواندن الغدير با خانواده‌اش و اطرافيانش شيعه مىشوند ، تقريظى بر الغدير دارند كه ذكر خواهد شد