مهدى لطفى

46

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

نهايت امانت‌دارى وى اقرار نموده و او را ستوده‌اند . و به خاطر اين است كه استاد علاء الدين از عالمان الازهر ، همواره آرزوى ديدن نويسنده الغدير را داشت و در روزنامه‌هاى پر انتشار قاهره به معرفى و دفاع از كتاب او مىپرداخت . و مراجع نجف و قم ترويج الغدير را وظيفهء خود مىدانستند و بعضى از علما پيشنهاد مىكردند كه الغدير جزء كتب درسى حوزه باشد . « 1 » خود علّامه مزين به اين صفت بود ، و به پسرش وصيت مىكند كه در گفتار و تأليف بايد ملتزم به امانت‌دارى باشى ، يعنى اگر خواستى مطلبى از كتابى يا شخصى نقل كنى ، همان‌گونه كه صادر شده است ، نقل كن . فرزند علّامه مىگويد پدرم دربارهء تحقيق و تأليف مرا به دو چيز وصيت نمود : 1 - واجب است ، اكثر روابط اجتماعى را ترك كنى ، و الّا وقت كافى براى نوشتن و تأليف پيدا نمىكنى . بايد خود را آماده كنى براى تحمل مشكلات زندگانى از گرسنگى و محروميت و . . . و بايد صبر كنى و الّا به هدف خود نخواهى رسيد . « 2 » 2 - امانت در تأليف را رعايت كنى ، هرچيزى خواستى نقل كنى ، همان‌گونه نقل كن ، كه نوشته شده مثلا اگر نوشته « على كرّم اللّه وجهه » باشد بايد عين همان را نقل كنى ، حق ندارى به جاى « على كرّم اللّه وجهه » « على عليه السّلام » بنويسى . بپرهيز از تصرف در كتب تاريخى .

--> ( 1 ) - شيخ مجتبى قزوينى ( 2 ) - ربع قرن مع العلامة ص 270