مهدى لطفى
4
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
[ درآمد ] علامهء شيخ عبد الحسين امينى ، تشنهء عشق على عليه السّلام بود ، به وادى معشوق شتافت جام عشق غدير را از دست صاحب مدينهء غدير گرفت و جرعهجرعه سر كشيد تا سيراب شود ، امّا تشنهتر شد ، تشنهاى كه سيراب شدن نداشت ، نور ولايت در او تجلى كرد و عشق على تمام وجودش را فرا گرفت و در معشوق خود فانى شد و معشوق عالميان گشت . و اثرات اين عشق سبب پيدايش « الغدير » شد . غديرى كه كار اكسير مىكند ، سينه را سينائى و دم را مسيحائى مىكند . امينى تراشهء قلمش از ذو الفقار على بود و قلم معاندان را مىشكند ، و بيانش تداعىگر بيان كميت بود . خلاصه ، امينى نابغهاى است كه ميزان شخصيتش ، از گنجينهء لاهوتى شخصيت على عليه السّلام بار گرفته است . . .