مهدى لطفى

20

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

امينى يك دانشمند حقيقى است كه به وظائف خطير وجدانى خود عمل كرد . امينى ، قلم بدستى هست كه جز حق و دفاع از حقّ مطلب ننوشت . امينى ، يكه تاز ميدان 1400 سالهء تاريخ اسلام شد ، و حق مسلم على را احقاق كرد . امينى ، دادخواه جرم تاريخ * شكايتنامهء او ، الغديرش امينى ، دادنامهء پيروان على را به محكمهء قضاوت افكار جهانيان تسليم نمود . امينى ، سرپرست محكمهء قضايى جنايات تاريخ و دادخواه حقوق مظلومان است . امينى ، ساليان دراز رنج برد ، مبارزه كرد از همه چيز دست شست ، تا يك حقيقت اصولى را به جهانيان نشان داد ، و پرچمدار انقلاب فكرى و مذهبى پردامنه‌اى شناخته شد . امينى مردى بود ، كه غيرت على را در الغديرش به دوستان مىچشاند . و چشمان تيزبينش در ايران و عراق و هند و حجاز به دنبال نشانه‌هاى على مىگشت . آنچنان در عشق على حيران بود كه چشم را بىسو مىكرد . او جامهاى خويش را در سحر از كوثر پر مىكرد و جرعه‌جرعه با « الغدير » سر مىكشيد و صداى ناسوتيش را به لاهوت مىرساند و تسبيح ملائكه به ترغيب او بر مىگشت . امينى ، ديدبان غدير در 14 قرن پيش است كه خيانتها و جنايات را چون درّ در غدير به تار كشيده و چهرهء آفتابى ولايت را بر چشمه‌سار نجف و قم مىانداخت و اعجاب دوستان و خشم دشمنان را برمىانگيخت . يا به قول دكتر عبد الفتاح مصرى : امينى آن غوّاص و شناورى است كه موكّل و مكفّل شده به پرده