مهدى لطفى
15
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
الهى را بگيرند . بلكه اين جامعه بود كه سرنوشت خود را به دست آنان داد و تمام زحمات انبياء و جانشينان به حق آنها را به باد داد . اينجاست كه بايد با لسان الغيب شيراز همصدا شد و گفت : آه آه از دست صرّافان گوهر ناشناس * هرزمان خرمهره را با درّ برابر مىكنند آرى علّامه بحر بصيرتى بود كه حقيقت در او موج مىزد ، و رودخانهء يقين در سراسر وجودش جارى و سارى بود . و چون خاموش ماندن از معرفى چنين گوهرهاى گرانبها خصوصا در وضع كنونى شايد جايز نباشد و نپرداختن به معرفى چنين اشخاصى اگر ناسپاسى نباشد ، خسرانى بزرگ خواهد بود . با اينكه انجام دادن چنين امر خطير به شايستگى از عهدهء حقير و از عهدهء هر شخص خارج است ، و قلم را تواناى بيان مقام او نيست ، اقدام به نگارش اين كتاب نمودم كه ارمغانى باشد كه مورى به پيشگاه روح قدسى اين سليمان ملك معرفت تقديم مىكند . قم - مهدى لطفى ذى القعده 1420 هجرى أحبّ إخوانى من اهدى الىّ عيوبى محبوبترين برادرانم كسى است كه عيبهاى مرا بر من هديه كند پيشنهادات خود را مىتوانيد به دفتر انتشارات انصارى ارسال فرمائيد .