مهدى لطفى

118

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

مناظره‌اى خواندنى جناب حجة الاسلام و المسلمين شيخ رضا امينى فرزند مرحوم علّامه امينى برايم از پدر بزرگوارشان نقل كردند كه در يكى از مجلات كه در بغداد منتشر مىشد بر قصيده‌اى كه استاد حسين على أعظمى ( وكيل حقوق بغداد ) در رثاء امام حسين عليه السّلام سروده بود واقف شدم . در تعليقه نوشته شده بود كه براى ايشان كتابى در مورد امير المؤمنين على عليه السّلام است . در صدد بودم كه بر تأليف ايشان واقف شوم كه ترتيب كتابش را ببينم و اگر شعرى در مورد غدير دارد در شعراء قرن چهاردهم بياورم . روى اين جهت به ديدن ايشان رفتم . در منزلشان را زدم خادمش در را باز كرد . گفتم : مىخواهم استاد را ملاقات كنم . استاد دم در آمد ولى با ديدن من به فكر فرو رفت و تعجب مىكرد كه يك عالم شيعى به چه خاطر به ديدن من آمده است و چه كارى دارد . سلام كردم و گفتم : من برادر دينى تو هستم . و قبل از هرچيز اعتراف مىكنم بر اسلام و ايمان تو ، به خاطر قصيدات كه در رثاء امام حسين عليه السّلام سروده‌اى و اگر شما در اسلام من شك دارى ، من شهادت مىدهم بر وحدانيت خداى متعال و نبوت حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله . پس از شنيدن اين جملات استاد بيرون آمد . مصافحه كرديم ما را به درون منزل برد .