مهدى لطفى

100

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

مناسب است در اينجا سه تا از وصاياى علّامه امينى رحمه اللّه را ذكر كنيم . 1 - از اولاد و رفقاى خود مىخواهم ، كه در اعمال صالح و دعاهاى خود و مجالس عزاء و توسل مرا فراموش نكنند . 2 - كسى را نائب كنند تا ده سال روزهاى عاشورا از طرف من به زيارت كربلا برود . 3 - تا مدت ده سال در ايام وفات حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام مراسم عزادارى برگزار كنند . « 1 » معجزه‌اى از امير المؤمنين عليه السّلام علّامه امينى رحمه اللّه مىفرمود : در شبى كه شب شهادت امير المؤمنين عليه السّلام و شب قدر بود در حرم مطهر علوى مشغول عبادت بودم ، ناگهان مردى كه سيماى روستائى لكن سيره و ضميرى روشن داشت وارد حرم مطهر شد . او تنها نبود يك بچه فلج و زمين‌گير به همراه داشت راههاى زيادى را طى كرده بود . و قصدش بود كه در اين شب مبارك شفاى فرزندش را از حضرت بگيرد . فرزندش را كنار ضريح مطهر زمين گذاشت ، مقدارى كنار او نشست ، و بعد با لهجهء محلى به فرزندش چنين خطاب نمود . « بوى انّى رايح آكل فرنى من باب الصحن و أجيك أشوفك طيّبك » ( پسرم ، من مىروم به بيرون صحن تا مقدارى « فرنى » بخورم و تا من برگردم امام تو را شفا داده است ) .

--> ( 1 ) - ربع قرن مع العلامه ص 285