الشيخ الأميني ( مترجم : شاهمرادى )
31
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى )
اين سوره - كه از بركت و شرافت ، موج مىزند ! - بأسامى گوناگون ، نامگذارى شده ، و تماما ؛ نمودار فوائد ( و آثار ) بسيار قابل توجّهى است . به اين ترتيب : « المثاني » - چنان كه ؛ در روايتى ، « عيّاشى » با سندش از إمام صادق عليه السّلام روايت كرده ، كه آن جناب فرمود : « هرگاه ؛ حاجتى ، براى تو روى داد ، [ مثاني ] و يك سورهء ديگر ، بخوان ، و دو ركعت نماز ، بجاى آور ، و حاجت خود را از خدا ، بخواه ! . ( راوى إظهار مىكند ؛ ) گفتم : خدا ، كارساز تو باشد ! [ مثاني ] چيست ؟ ! فرمود : فاتحة الكتاب . » « 1 » « السّبع المثاني » - چنان كه ؛ در چندين خبر آمده است « 2 » و مولى سبحانه ! در كتابش ، آن را ، به اين نام ، ناميده . آنجا كه فرمود : « وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ » « 3 » و اين آيه ، در جامعيّت سورهء فاتحه - كلّيّاتى از علوم دينى و معارف إلهى ! كه در قرآن كريم ، وجود دارد - دروس عالى ! ( و حقايقى ) بما ميآموزد ! و بالصّراحه ؛ بيان مىكند كه ؛ [ فاتحة الكتاب ] ، تصوير كوچك و نمودار قرآن است ! . اين سوره ، مجمل ! و قرآن ، شرح مفصّل او است ! . به همين جهت ذات أقدس إلهى آن دو را ، مقابل هم قرار داده ! و منّتى كه با اين سوره ، بر پيامبر أعظم دارد ، قرين منّتگزارى او ( جلّ و علا ! ) با قرآن پرعظمت است ! چنان كه ؛ رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله ، ضمن حديثى - كه در شأن اين آيهء ( عظيم و ) شريف است - صريحا ميفرمايد : « خدا ، بفاتحة الكتاب ، منّت خاصّ جداگانهاى ! بر من نهاد ، و آن را مقابل قرآن - كه از جلال و عظمت ، درياى موّاج است ! - قرار داد . » « 4 » 1
--> ( 1 ) - تفسير عيّاشى ، جلد 1 ، صفحه 22 ( چاپ قم ، بسال 1380 قمرى هجرى ) ( 2 ) - مرحوم صدوق ، در « عيون أخبار الرّضا ( ع ) » - جلد 1 ، صفحه 300 - روايت كرده است كه ؛ « بأمير المؤمنين عليه السّلام ، گفته شد : يا أمير المؤمنين ! از [ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ] ، ما را آگاه ساز ، كه آن ، آيا از [ فاتحة الكتاب ] است ؟ فرمود : آرى ! رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله ، آن را ميخواند ، و آيهاى از آن ، به حساب ميآورد و ميفرمود : فاتحة الكتاب ، همان [ سبع المثاني ] است . » و در اين معنى ، أحاديث ديگرى است كه ؛ در فصل سوّم - پاورقى شماره 1 - آوردهايم . 2 ( 3 ) - حجر ، آيه : 87 . ( 4 ) - تمام حديث ، در فصل سوّم - پاورقى شمارهء 2 - ديده شود .