الشيخ الأميني ( مترجم : شاهمرادى )
22
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى )
و « وَ الْعَصْرِ ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا . . . » « 1 » و « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى . . . » « 2 » و « عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ » « 3 » و « هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ . . . » « 4 » و دهها نظير اين آيات ، كه دربارهء مولى و سرور ما أمير المؤمنين عليه السّلام و عترت پاكش نازل شده ، و بر متون أحاديث پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه و آله ، استوار است . شيخ جليل ما [ پدرم ] - كه رحمت ايزدى بر او ! - در نيّتش بود كه ؛ رساله و كتابى جدا ، در اين گونه آيات ، تأليف كند . و بسيارى از آنانرا در مجموعهء خاصّى ! بنام : « الآيات النّازلة في العترة الطّاهرة » گرد آورده بود ، منتهى ؛ بعد از آنكه ؛ در جلد چهاردهم كتاب جاودانىاش - الغدير - بتصحيح سندهاى مناقبى كه ؛ از رسول أكرم صلّى اللّه عليه و آله - راجع بعترت پاكش - وارد است ؛ پرداخت ! بحث آن آيات ، در بخش : « مسند المناقب و مرسلها » مندرج گرديد . و از تأليف و تصنيف كتابى جدا ، بىنيازى إحساس كرد . و اين تفسير - فاتحة الكتاب - أوّلين تصنيف و أوّلين گامهاى تأليف او است . بدينجهت ، براى اينكه ؛ حقّ بحث ، از نواحى گوناگون ، ادا شود ، و ( در موارد لازم ، ) طرز بيان ، تغيير كند ، و مباحث و مصادر و فصول ، گسترش يابد ، و ( عند اللّزوم ! ) بتهذيب و إصلاح ( مطالب و عبارات ، ) پرداخته شود ، تجديدنظر را ضرورى ميدانست . منتهى ؛ چون - شبانهروز - در مباحث كتاب جاودانيش - الغدير - و مسئوليّتش در برابر « كتابخانهء عمومى جهانيش » ، مجدّانه ( در اين مباحث و وظائف ، ) فرو رفته بود ، برايش ديگر مجالى نگذاشت كه ؛ بتحقيق ساير آمال و آرزوهاى ( مقدّسش ) بپردازد . و « مكتبة الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام ، - العامّة - في النّجف الأشرف » از تحفههاى روزگار ! و آثار ( إفتخارآميز ) پدر بزرگوار و استاد ما ! - أمينى - است ! كه روانش شاد ! و تربتش پاك باد ! . آنمرحوم ، در خلال نهضت علمى ! و تعمّقش در ميدان تحقيق و تأليف ! دريافت كه ؛ در دانشگاه نجف أشرف ، چه سختى و مشكلاتى ، محقّق و مؤلّف را ، به رنج و مشقّت ميافكند ! تا به ( أساس و ) مصادر خطّى و چاپى مطلوبش كه بدرس و بحث او مربوط است - برسد ! . إحساس مبرمى كه ؛ دانشگاه بزرگ إسلامى ما - نجف أشرف - بيك كتابخانهء عمومى - ابراز ميكرد ! [ آنچنانكه ؛ هرحاجت و نياز هربحّاث و نويسنده را برآورد - نيازى كه با رنج فراوان ! به آن دست مييافت - از قبيل مصادر و وسائل آسايش و رفاه كه ؛ در مسير هدف بلند او است ] و نيز تحقيق رسالهء جاودانىاش - الغدير - ، مربّى و استاد ما [ أمينى ] را وا داشت كه ؛ آستين همّت و كوشش ، بالا زند ! و اين كتابخانهء عمومى را بوجود آورد . كتابخانهايكه ؛ ناشى از نيروى شگفتانگيز ! و مساعى شكرآميز ! و حسنات جاودانهء او ، در انقلاب و دگرگونى حركت علمى ! و بالا بردن سطح فرهنگى آنشهر مقدّس است . و اين خدمت فرهنگى ، با گذشت
--> ( 1 ) - عصر ، آيه 2 ( 2 ) - شورى ، آيه 23 ( 3 ) - أعراف ، آيه 46 ( 4 ) - إنسان ، آيه 1