الشيخ الأميني ( مترجم : شاهمرادى )

18

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى )

علمى ! و در آن ، حكمت و اندرز نيك ! و در آن ما يحتاج دنيا و آخرت إنسان است ! . أمير المؤمنين سلام اللّه عليه ، در طىّ سخنى - كه در منتهاى بلاغت است - كتاب خدا را چنين ميستايد : « . . . آنگاه ؛ بر او ، كتابرا نازل كرد ! . نورى كه ؛ چراغ و نورافكنهاى او ، خاموش نگردد ! و چراغى كه ؛ افروختگىاش ، فروكش نكند ! و دريائى كه ؛ قعرش ناپيدا است ! . راه روشنى است ، كه ؛ طىّ و سلوكش ، بگمراهى نكشد ! و پرتو روشنى است كه ؛ نورش بظلمت و سياهى نگرايد ! و فرقانى است كه ؛ برهانش ساكن نشود ! . بيان روشن و واضحى است كه ؛ أصول و براهينش خلل‌ناپذير است ! و درمانى است كه ؛ از ناخوشيهاى روىآور به او ، ترسى نيست ! و عزّت و شوكتى است كه ؛ ياورانش را شكستى نى ! و حقّى است كه ؛ مددكارانش وا نميمانند ! و او است ، معدن إيمان و مركز آن ! چشمه‌سار علم و درياهاى آن ! بوستان عدل و رودخانه‌هايش ! سنگ بناهاى إسلام و بنيانش ! دره‌ها و راههاى حقّ و دشتهاى هموارش ! . و دريائى است كه ؛ برندگان آب ، خاليش نكنند ! و چشمه‌هائى است كه ؛ كشندگانش آن را از بين نبرند و كمش نكنند ! و آبشخورهائى است كه ؛ واردين ، از آن نكاهند ! و منازلى است كه ؛ مسافرين ، راه روشنش را گم نكنند ! و نشانه‌هائى است كه ؛ راهروان ، به آن ، نابينا نيستند ! و تپّه‌هائى است كه ؛ قاصدين ، از آن ، تجاوز نكنند ! . خداوند ، او را ، سيرابى عطش علما ! و بهار دل فقها ! و مقصد راه صلحا ! قرار داده است . دوائى كه ؛ بعدش دردى نيست ! و نورى كه ؛ با او ظلمتى نى ! و ريسمانى كه ؛ دستاويزش محكم است ! و پناهگاهى كه ؛ دژ بلندش استوار ! . و عزّت ( و شرف ) براى كسى كه ؛ تحت ولايتش قرار گرفت و او را دوست داشت ! و إيمنى براى آنكه ؛ واردش شد ! و هدايت ، براى آنكه ؛ پيرو او گرديد ! و عذر و پوزش ، براى كسى كه ؛ او را به خودش نسبت داد ! . و برهان ، براى آنكه ؛ بدان سخن گفت ! و گواه ، براى فردى كه ؛ به آن با دشمنان ، بدشمنى برخاست ! و پيروزى براى كسى كه ؛ بدان إحتجاج كرد ! و حامل ، براى كسى كه سراسر وجودش - او را - پذيرفت ! . ( خداوند ، او را ) مركب سوارى ، براى كسى ( قرار داد ) كه او را به كار برد ! و علامت و نشانه براى آنكه ؛ بدنبال نشانه رفت ! و سپر براى آنكه درپى زره و آلت دفاع بود ! و علم و دانش ، براى كسى كه ؛ ( او را ) دربر گرفت و نگهدارش بود ! و حديث ، براى آنكه روايت كرد ! و حكم و فرمان ، براى آنكه داورى نمود ! . » و حقيقة ! خداوند ، أسرار غامض كتاب آسمانى ! و رموز پنهان آيات مبينش را - كه ؛ بر أحدى از بندگانش إظهار نكرده - بآستان منوّر ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله ، بخشيده است : « عالم هرغيب است ( و ويژهء او است ! ) و بر غيبش أحدى را چيرگى نبخشد ! و آگاه نسازد ! جز آن فردى را كه ؛ ( از او ) راضى و خشنود است - از زمرهء رسول ( و فرستادگان خويش ) - . . . » « 1 » تحقيقا ! پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه و آله ، تمام آنها را در أوصياء و جانشينان بعد از خودش ، بوديعه نهاده ! جانشينانيكه ؛ خدا ، طاعتشانرا طاعت خويش ، و ولايتشانرا ولايت خويش ، قرار داده است . بنابراين ؛ هم ايشانند كه با تلقّى كامل ، از آنحضرت ، در رسالت پروردگارش تدبّر نمودند ! و روى

--> ( 1 ) - « عالِمُ الْغَيْبِ ، فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ . . . » سورهء جنّ ، آيه 26 ، 27