الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )
36
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )
« محبّك محبّي ، و مبغضك مبغضي ، و مبغضي مبغض اللّه - قاله لعلى » ( از : سلمان ) 37 - « آل محمد » را بمنزلهء سر ، نسبت به بدن و بمنزلهء دو چشم ، نسبت بسر ، بدانيد . چون ، جسد ، بدون سر هدايت نميشود ، و سر بدون دو چشم . راه به جائى نميبرد . « انزلوا « آل محمد » منزلة الرأس من الجسد ، و بمنزلة العينين من الرأس فان الجسد لا يهتدى الا بالرأس و ان الرأس لا يهتدى الا بالعينين » ( از : سلمان ) 38 - سوگند ! بآنخدائيكه جانم بدست او است ، ايمان ، داخل قلب كسى نميشود ، تا آنكه ( عترت ) را براى خاطر خدا و بخاطر قرابتى كه با من دارند ، دوست بدارد . « و الذى نفسى بيده لا يدخل قلب امرئ الايمان حتى يحبهم للّه و لقرابتى » ( از : عباس بن عبد المطلب ) 39 - هان ايمردم ! شما را وصيت ميكنم بدوستى « ذو القرنين » اين امت ، كه او ، برادر و پسرعمم على بن ابيطالب است ، چونكه ، او را جز مردم با ايمان دوست نميدارد ، و جز منافق با او دشمن نيست . هركه او را دوست بدارد ، مرا دوست داشته ، و هركه او را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است . « يا ايها الناس ! اوصيكم بحب ذى قرنيها : أخى و ابن عمى على بن - ابيطالب ، فانه لا يحبه الّا مؤمن ، و لا يبغضه الّا منافق ، من أحبّه فقد أحبنى ، و من أبغضه فقد ابغضني . » ( از : عبد اللّه بن حنطب ) 40 - چگونه فكر ميكنند مردميكه مرا در خصوص اهل بيتم ، آزار ميدهند ؟ سوگند ! بخدائيكه جانم بدست او است ، هيچ بندهاى ايمان ندارد ، مگر وقتى كه مرا دوست بدارد ، و مرا دوست نميدارد ، مگر وقتى كه در راه خوشنودى من ، خويشانم را هم دوست بدارد . « ما بال رجال يؤذونى فى أهل بيتى ؟ و الذي نفسى بيده لا يؤمن عبد