روح الله عباسى

77

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى )

ازاين‌روى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به على عليه السّلام دستور داد كه چهل و پنج نفر از شخصيت‌هاى بزرگ بنى هاشم را براى ضيافت ناهار دعوت كند . اين مجلس دوبار برگزار شد . جلسه اوّل اين مجلس بوسيله ابو لهب عموى پيامبر و سخنان سبك او بىنتيجه ماند و ميهمانان پس از صرف غذا متفرق شدند . باز على عليه السّلام به دستور پيامبر غذا و شير آماده نمود و از شخصيت‌هاى برجسته و شناخته شدهء بنى هاشم براى صرف ناهار و استماع سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دعوت به عمل آورد . مهمانان همگى باز در موعد مقرر حضور به هم رسانيدند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس از صرف غذا سخنان خود را چنين آغاز كرد : « هيچ كس از مردم براى كسان خود چيزى بهتر از آنچه من براى شما آورده‌ام ، نياورده است . من خير دنيا و آخرت براى شما آورده‌ام . خدايم به من فرمان داده كه شما را به توحيد و يگانگى وى و رسالت خويش ، دعوت كنم . چه كسى از شما مرا در اين راه كمك مىكند ، تا برادر و وصى و نمايندهء من در ميان شما باشد ؟ » . « 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين جمله را فرمود و مقدارى مكث نمودند تا ببينند كداميك از آنان به نداى او پاسخ مثبت مىدهد ؟ در اين موقع سكوتى مطلق آميخته با بهت و تحيّر بر مجلس حكومت مىكرد و همگى سر به زير افكنده و در فكر فرورفته بودند . ناگهان على عليه السّلام كه سن او در آن روز از 15 سال تجاوز نمىكرد ، سكوت را درهم شكست و برخاست و رو به پيامبر كرد و گفت : « اى پيامبر خدا من تو را در اين راه يارى مىكنم » . « 2 » سپس دست خود را به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دراز كرد تا دست او را به‌عنوان پيمان فداكارى بفشارد . در اين موقع پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستور داد كه على عليه السّلام بنشيند . بار ديگر پيامبر گفتار خود را تكرار نمود ، باز على عليه السّلام برخاست و آمادگى خود را اعلام كرد . اين‌بار نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به وى دستور داد بنشيند . در مرتبهء سوم نيز مانند دفعات

--> ( 1 و 2 ) . تاريخ الأمم و الملوك ، ج 2 ، ص 319 ؛ شرح نهج البلاغه ابن الى الحديد ، ج 13 ، ص 211 .