روح الله عباسى

71

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى )

گرد او جمع مىشدند . جوانى از كوفه آمد و در نزد او نشست و خطاب به او گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم ، آيا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده‌اى ، كه دربارهء على بن ابى طالب مىفرمود : اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ؟ ابو هريره گفت : بار خدايا ! آرى . آن جوان گفت : بنابراين من خدا را گواه مىگيرم ، كه به تحقيق تو دشمن او را دوست گرفتى و با دوست او دشمنى نمودى ، و سپس از نزد او برخاست . « 1 » و راويان چنين روايت نموده‌اند كه : ابا هريره با كودكان در رهگذر هم غذا مىشد و با آنها بازى مىكرد و هنگامى كه امير مدينه بود ، خطبه چنين خواند : « الحمد للّه الذى جعل الدين قياما و أبا هريره إماما » يعنى : حمد خدائى را كه دين را قيام قرار داده و ابا هريره را امام نمود . و مردم را با اين سخن مىخندانيد . و نيز هنگامى كه امير مدينه بود در بازار راه مىرفت و هرگاه به مردى مىرسيد ، كه در جلو او راه مىرفت ، با پاى خود بر زمين مىزد و مىگفت : راه دهيد ، امير آمد ! و مقصودش خودش بود » . ابن أبى الحديد سپس گويد : « ابن قتيبه تمامى اين امور را در كتاب « المعارف » « 2 » در شرح‌حال ابو هريره ذكر نموده و گفتار نامبرده در حق او حجت است ، زيرا او متّهم نيست » . « 3 » علامه امينى سپس در ادامه در بيان چگونگى تحريف روايت ابن قتيبه گويد :

--> ( 1 ) . [ اين مطلب را ] آورده است ابن أبى شيبه در المصنّف ، ح 12141 ، و بزّار در مسندش كشف الأستار ، ح 2531 ، و نيز حافظ طبرانى و از او آورده است در مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 105 ؛ و آورده است مبارك بن عبد الجبّار صيرفى در الطيورات ، ج 9 ، ق 160 / ب ، و آورده است ذهبى در كتابش الغدير - جزعى از حيث من كنت مولاه - در صفحات 82 - 88 ، و ابن حجر در المطالب العاليه ، ح 3958 و در مختصر زوائد مسند بزّار ، ح 1903 ، و بوصيرى در إتحاف السادة المهرة ، ج 3 ، ق 56 / أ . ( 2 ) . المعارف ، ص 277 - 278 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 68 ، خطبهء 56 ، چاپ جديد .