روح الله عباسى
105
رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى )
ابى طالب بازگشته است » . « 1 » علامه در پاسخ به وى گويد : « ممكن است خواننده با درشتخوئىهاى اين مرد ، پندارد كه عقيدهء به بازگشت خورشيد به خاطر امير المؤمنين عليه السّلام ، تنها از خصوصيات شيعه است ، و اعتقاد به چنين سخنى ، زننده و بىدليل است ، كه اسلام معتقدش را قدر و حرمتى نمىنهد و يا او را شايستهء دشنام و نسبتهاى زشت مىداند . هيچ تصور نكنيد زيرا كه اين بدگوئىها و حملات ناجوانمردانه و همه عارى از حقيقت و خالى از صحت و دور از سنّت است . هرچند ادب و تربيت تشيع ، ما را از بدگوئى و مقابلهء به مثل بازمىدارد ، ولى به ما اين حق را مىدهد تا در برابر خواننده ، حقيقت را مجسّم سازيم و او را بر حق مطلب و راويان حديث و معتقدانش واقف سازيم ، تا در برابر چشم خود بىآبروئى ، پرروئى ، بىآزرمى و تجرّى بر دروغ را ببيند . ما مىگوئيم : حديث « رد الشمس » را گروهى از حافظان موثق به اسناد فراوانى نقل كردهاند كه گروهى از كارشناسان حديث پارهاى از آن اسناد را « صحيح » تلقى مىكنند و پارهاى ديگر آن را « حسن » تعبير كردهاند و بر كسانى كه بر آن ايراد گرفتند و اسنادش را ضعيف مىدانند ، سخت به انكار و مخالفت برخاستهاند . اين منكران صحت حديث عبارت از « ابن حزم » « ابن جوزى » ، « ابن تيميه » و « ابن كثير » مىباشند . در همين خلال عدهاى از بزرگان پيدا شدند كه انكار اين فضيلت نبوى و كرامت علوى ، كه از نظر روايات امرى قطعى است بر آنها گران آمد و تأليف خود را بدان اختصاص دادند تا در آن اسناد و طرق حديث « رد الشمس » را به تفصيل ذكر كنند » جناب علامه در ادامه ابتدا نام ( 9 ) تن از علماء را ذكر مىكند كه در اينباره كتاب
--> ( 1 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 126 .