الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

75

الغدير ( فارسى )

شما نمازها را در وقت خود ادا كنيد . « 1 » پسر سميه از همان كسانى است كه نماز را به تأخير انداخت و چنان كه در همين كتاب « 2 » ياد شده ، حجر بن عدى بر اين عملش او را نكوهش كرده است . معاويه در برابر كشتن اين پاكان ، هيچ عذرى نداشت كه ارائه كند و فقط به بهانه‌هاى بىاصل و واهى متشبث مىشد و در جواب ، ضد و نقيض صحبت مىكرد ؛ مثلا مىگفت : من كشتن آنها را به صلاح امت ديدم و ماندنشان مايهء فساد امت بود . من معتقدم كه كشتن مردى كه به صلاح مردم منتهى شود ، از زنده نگاه داشتن او كه مايهء فساد مردم باشد ، بهتر است . « 3 » آيا صلاح مردم در واداشتن آنها به لعن امير المؤمنين على عليه السّلام و اظهار تبرّى از او بود و فسادشان در اين بود كه تبرى از على عليه السّلام را ترك كنند ؟ حال دقت كن و بينديش ، شايد بتوان در غير شريعت اسلام ، وجهى بر اين اعمال پيدا كرد . وى نيز بهانه‌هايى نظير اين سخن را مطرح مىكرد كه من ايشان را نكشتم ، بلكه آنها را كسانى كشتند كه بر عليه‌شان شهادت دادند « 4 » ، و شما از كيفيت اين شهادتهاى دروغ آگاه شديد و اينكه از طرف كسانى اقامه شده بود كه قابل اعتنا نبودند . معاويه خود ماهيت اين گواهان و گواهيها را به خوبى مىدانست و باوجوداين ، خون مردم را مباح شمرد و اين گفتارها را سپرى در برابر طعنهء منتقدان قرار داد . براستى كه انسان ، خودش بهتر از هركس به چگونگى اعمالش آگاهى دارد ، هرچند كه عذرها برانگيزد و بهانه‌ها جويد . نظير اين سخن معاويه كه گفته بود : من در برابر اين گزارشهايى كه زياد به من نوشته و شدت عمل را در برابر اين گروه لازم ديده است ، چه مىتوانستم بكنم ؟ چرا كه اين گزارشها حاكى از آن بود كه مىخواهند چنان تفرقه‌اى در قلمرو من بيفكنند كه ديگر هيچ

--> ( 1 ) . مسند احمد : 5 / 315 ، تاريخ بغداد : 13 / 185 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 10 / 120 . ( 3 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 55 . ( 4 ) . تاريخ طبرى : 6 / 156 ؛ الاستيعاب : 1 / 135 .