الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

71

الغدير ( فارسى )

عايشه گويد : به خدا تا آنجا كه من مىدانم ، او مسلمانى حج‌گزار و عمره‌گزار بود . « 1 » وى به معاويه گفت : آيا حجر و ياران او را كشتى ؟ به خدا كه به من خبر رسيده است و آگاهى يافته‌ام كه در عذراء هفت نفر كشته مىشوند و به روايتى ، خداوند و ساكنان آسمان از كشتن آنان به خشم مىآيند . « 2 » مولا امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است : اى مردم كوفه ، هفت تن از برگزيدگان شما را در عذراء مىكشند كه مثل آنان مانند داستان اصحاب اخدود است . در روايتى ديگر آمده : حجر بن عدى و ياران او همچون اصحاب اخدود مىباشند و از ايشان كين جز بدان نداشتند كه به خداى توانمند ستوده ايمان آورده بودند . « 3 » و در نامه‌اى كه امام حسين عليه السّلام به معاويه نوشته « 4 » ، چنين آمده است : آيا تو قاتل حجر و اصحاب پارساى او نبودى ؟ كسانى كه بدعتها را زشت و شنيع مىشمردند و امر به معروف و نهى از منكر مىكردند ، و تو پس از آنكه با آنها پيمان‌هاى محكم و عهدهاى استوار بستى ، جسارت بر خداوند و سبك داشتن پيمان را به حدى رساندى كه همهء آنها را از روى ظلم و دشمنى به قتل رساندى ؟ آيا تو همان قاتل عمرو بن حمق نيستى كه عبادت و طاعت تن او را فرسوده بود و پس از پيمانى كه با او بستى ، باز او را كشتى و جنايتى كردى كه هرگاه آهوان خبر مىشدند ، از كوهها سرازير مىگشتند ؟ آيا تو همان قاتل حضرمى « 5 » نيستى كه زياد دربارهء او به تو نوشته بود : او بر دين على ، كرّم اللّه وجهه ، است ؟ درحالىكه دين على ، همان دين عموزاده‌اش پيامبر است ، دينى كه تو ادعاى رهبرى آن را دارى و بر مسند آن تكيه زده‌اى ، و بزرگ‌ترين شرف و افتخار

--> ( 1 ) . الاغانى : 16 / 11 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 156 ؛ الكامل : 4 / 209 . ( 2 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 86 ؛ تاريخ ابن كثير : 8 / 55 ؛ الاصابة : 1 / 315 . ( 3 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 66 ؛ تاريخ ابن كثير : 8 / 55 ؛ شذرات الذهب : 1 / 57 . ( 4 ) . تمام اين نامه در الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 10 / 160 ، 161 نقل شده است . ( 5 ) . وى شريك بن شداد حضرمى ، از اصحاب حجر بود كه زياد آنان را نزد معاويه فرستاد و بالاخره با حجر كشته شد .