الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

53

الغدير ( فارسى )

بود كه در اسلام حمل شد . عمرو بن حمق ، اين صحابى بزرگوار ، همان كسى است كه عمرى را در عبادت خدا گذرانده و تن خود را در اين راه فرسوده بود « 1 » ، و در ميان اصحاب به عدالت شهرت داشت و اقوال و اعمالش حجت بود و هرگز عدالت كسى چون او با جنايت گروهى معلوم الحال و ديوانه قابل اشتباه نيست ، ديوانگانى همچون مغيرة بن شعبه ، حكم بن ابى العاص ، وليد بن عقبه ، عبد اللّه بن ابى سرح ، زياد بن ابيه و ديگر جوانان قريش كه چه رسوايىها به بار آوردند . چقدر تفاوت است بين اين عناصر نابكار با چهره‌هايى چونان عمرو بن حمق ، حجر بن عدى ، عدى بن حاتم ، زيد و صعصعه پسران صوحان و فرزندان اين چهره‌ها كه در راه خدا جانبازى كردند ، و با شرع الهى خو گرفتند . من نمىدانم چه چيز موجب شد كه به عمرو بن حمق دشنام دهند و او را بكشند و اين همه نيزه بر بدن او زنند ، و حال آنكه در همان نيزهء اولى يا دومى كشته شده بود . واقعهء عثمان چيزى بود كه همهء صحابه در آن شركت داشتند و همگى سبب يا مباشر آن بودند ، چنان كه در همين كتاب « 2 » ياد شده است . پس چرا به جرم قتل عثمان از قصاص آن‌همه مردم درمىگذرند ، و فقط قصاص اختصاص به كسانى پيدا مىكند كه دوستداران على عليه السّلام و خدا و رسولش صلّى اللّه عليه و آله بودند . چرا معاويه تجهيزات ارتشى و مأموران خود را به سر وقت طلحه و زبير كه سرسخت‌ترين دشمنان عثمان ، و تندروترين افراد در كشتن او بودند ، نفرستاد و چه كسى جز خود معاويه در يارى و تقويت عثمان درنگ كرد ، و چندان كار كمك‌رسانى به او را به تعويق انداخت تا كشته شد ؟ « 3 » چرا اين مرد اهالى مدينه را به اتهام اينكه عثمان را يارى ندادند و از او پشتيبانى نكردند ، اين همه تهديد كرد و آنها را پراكنده ساخت ؟ در حالى كه بايد سهل‌انگارى و

--> ( 1 ) . امام بزرگوار حسين عليه السّلام در نامه‌اى كه به معاويه نوشته ، اين گونه وصفش كرده است . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 69 - 169 . ( 3 ) . همان : 9 / 150 - 153 .