الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

494

الغدير ( فارسى )

- نه خداى بخشاينده آدم را مىبخشود ، و نه يونس را از كام ماهى مىرهانيد . - اين امير مؤمنان همان كسى است كه قوانين و شرايع الهى را پاس مىدارد . - او حجت خداست كه نورش چون فروغ صبحگاهى ، رو به فزونى است و كاستى نمىگيرد . - به خدا سوگند كه مقام او را كسى جز گمراه نگون‌بخت ، انكار نمىكند . - آنگاه كه خطيبان توانا از ذكر حق دم فرومىبندند ، او بدون هيچ واهمه‌اى حقيقت را فاش مىكند . - زمانى كه آن بىبديل پهلوان كارزار ، گام درآوردگاه نهد ، سواران چه كارى از پيش توانند برد ؟ - به هنگام رزم ، تن‌پوش او لباس تقواست ، نه كلاه آراسته و طيلسان خز و ابريشم . - او در جامهء پرنيانى تقوا حركت مىكند ، جامه‌اى كه ديبا و ابريشم را به رشك مىآورد . - اى برگزيدهء خدا كه ناطق و بىزبان ترا ثنا و سپاس مىگويند . - اينك اين بندهء بيمناك از گناهان ، به اميد عفو به تو پناه آورده است . - و در آرزوى ديدارت ، دريا و خشكى را زير پاى گذاشته ، و در اين راه هيچ بيمى به خود راه نداده ، و با هيچ چيز انس و الفت نداشته است . - گاه در كشتىهاى درياپيما آرميده ، و گاه بر اشتران خرامان در بيابان سوار شده است . - و در اين بيابانها ، خار هرگياهى را چون نرگس و ريحان پنداشته است . - تا سرانجام ، با دلى آكنده از اميد به درگاه تو رسيده است ، و آن‌كه به پيشگاه تو بار يابد ، هرگز نوميد نمىشود . - اى مولاى امت ، ترا مىخوانم و يقين دارم كه دعايم بىاثر نخواهد ماند . - مرا از حوادث روزگار كه پيوسته تنم را رنجور مىدارند ، رهايى بخش . - اگر به تو دل نمىبستم ، هيچ مجلس سرور و جايگاهى برايم نشاطانگيز نمىشد . - درود خدا بر سيد و سرورى چون تو باد كه پيروانش در هردو سرا زيانكار نخواهند بود . - درود خدا بر تو ، تا آن هنگام كه بلبلان در باغ و راغ نغمه‌سرايى مىكنند ، و شاخساران از وزش نسيم در جنبش و حركتند .