الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

484

الغدير ( فارسى )

لبخند مىزند . - من با اين همه نعمت فراوان ، احساس ذلّ فقيرى مىكنم ، و او خود را در عزّ توانگرى مىپندارد . - مهر و دوستى او در من پوستى باقى نگذاشته است و تنها ناله و عشق خانمانسوز از آن به جاى مىماند . - هرچه او را ياد مىكنم ، آتش عشقم آب ديده را مىافزايد ، هرچند كه آب ، آتش را فرومىنشاند . - بنابراين ، بايد اذعان داشت آن‌كه در پى زن زيبا و دلرباست ، همواره گمراه است ، هرچند كه با مأموران شب‌زنده‌دار و شمشيرهاى براق ، حمايت و نگهبانى شود . - من چنين عاشق بيقرار را كه از روى نادانى در پى نكورويان است ، سرزنش مىكنم ، و او را از اينكه دربارهء هجران گلرخان سخن گويد ، نهى مىكنم . - هرگاه از چنين عشقى جان به سلامت ببرم ، خوشحال مىشوم ، اما او همواره در پى آن است كه به ملامت فريبم دهد . - دوستى و محبتى كه من برگزيده‌ام ، هرگز به عشاق دروغ نمىگويد ، و از خدعه و نيرنگ به دور است . - هيهات كه من در اين عشق و دلدادگى ، دروغ و حيله‌اى ببينم ، چرا كه من به على عليه السّلام ، آن پاك‌مرد عالم مهر مىورزم . - او پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بهترين خلايق است كه به مقامى افتخارآميز و و الا در همهء مجامع رسيده است . - او داماد پيغمبر و همسر دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و در آشكار و نهان ، امين سرّ اوست . - هرگاه دشمنان بخواهند مقام والاى او را انكار كنند ، آيات قرآنى به مقام والاى او گواهى مىدهند . - جنگهاى حنين و احد و بدر ، كوششهاى او را بزرگ مىدارند و سپاس مىگويند . - مقام والاى على عليه السّلام را از خيبر بپرس كه خيبر بهترين شناخت و آگاهى را دربارهء آن