الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

422

الغدير ( فارسى )

كه جز على را وصى پنداشته‌اند . - تنها حديث غدير دربارهء او كه پيامبر بيانش فرموده ، براى همگان كافى است . - اما دريغا كه سخنان كينه‌توزانهء تفرقه‌افكن ، به شب تيرهء ظلمانى مىماند . « 1 » شاعر را بشناسيم سيد ابو على احمد ، پسر محمّد حسنى يمنى انسى « 2 » ، يكى از بزرگان يمن و از مؤلفان جاروديه است . صاحب نسمة السحر از او به خوبى ياد كرده و گفته است كه شعر زيادى در بيان عقايد دارد . متوكل از زبان او مىترسيد ، چنان كه يك روز در سوده به حضور متوكّل آمد و او را در اينكه در رفع نيازمنديها و حوايجش قصور كرده بود ، نكوهش كرد . پس متوكل دستور داد حاجاتش را بر طرف كردند و گفت : من فقط به اينكه يك حاجت ترا روا كنم ، خشنود نيستم . پس سيد گفت : من از تو مىخواهم آن بالش هندى را كه بر روى آن نشسته‌اى ، به من بدهى . متوكل فورا برخاست و آن بالش هندى را به دو بخشيد . سيد هم آن را گرفت و او را با شعر خويش مدح كرد . « 3 » وى در سال 1079 وفات كرد و فرزندش سيد احمد كه در فصل آينده از او ياد خواهيم كرد ، دانش و ادب او را به ارث برده است .

--> ( 1 ) . ر ك : نسمة السحر : 1 / 301 . ( و ) ( 2 ) . به فتح همزه و كسر نون ، منسوب به مخلاق انس ، شهرى معروف در يمن است . ( 3 ) . ر ك : نسمة السحر : 1 / 299 . ( و )