الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
418
الغدير ( فارسى )
- با قامت و اندامى كه نيزههاى بلند و باريك در پيش آن شرم دارند ، قيامت عاشقان و شيفتگانش برپا مىشود ، بويژه آنگاه كه چهره بگشايد و رخسارهاش نمايان آيد . اين شاعر ، در سن جوانى ، در ماه صفر سال 1079 در صنعا درگذشت و پدرش و ديگران او را رثا گفتهاند . محبّى از او ياد كرده و او را ستوده و بسيارى از اشعارش را نقل كرده است كه از آن جمله ابيات زير است : - نخستين بار كه بار سفر به اين جهان بستيم ، از هرجا كه آمديم ، به زودى بدانجا خواهيم شتافت . - مردم اين جهان ، شتابان به دار بقا رهسپار گشتهاند ، و ما هم به دنبال ايشان كوچ خواهيم كرد . - اين جهان منزلگه ما نيست ، منزلگاه راستين ما آخرت است . - تو كه ما را از گردش زمانه بر حذر مىدارى ، كاشكى كه گوش شنوا داشتيم و خردمند بوديم . - آدمى در اين دنيا ، آرزوهاى طولانى در سر مىپروراند ، و حال آنكه مرگ به سراغ همين انسان آرزومند مىآيد . - زندگى دنيا در ظاهر شيرين و لذتبخش است ، اما چنانچه نيك بنگرى ، چونان حنظل تلخ و ناگوار است . - دنيا انسان را از طاعت سازنده بازمىدارد ، و خدا هرگز از كردار انسان غفلت ندارد . - اى دوست ، اين زندگى جاى عيش و لذت نيست . تو چه مىدانى كه مرگ چه وقت فرامىرسد ؟ - مرگ ، يكايك دوستان را از جمع ياران فرامىخواند ، و آنان نيز يكايك پاسخ مثبت مىدهند . - اى انسان نادان كه در معاش تلاش مىورزى ، و خوردن و آشاميدن دلگرمت داشته است !