الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
415
الغدير ( فارسى )
7 قاضى شرف الدين ( م 1079 ) - هرگاه ديدگان ما مىدانست كه چه خواهد ديد ، هرگز خود را به مخاطره نمىانداخت . - نادانى و هوس تا جايى است كه شب ديجور را به صبح بيدارى برساند ، اما عشق چيزى است كه اسير آن را رهايى نيست . - اى دوست ، آنكه يار خود را از پايان امور نترساند ، دوست واقعى نيست . - اين پاكيزگى جان ، آن روز آشكار مىشود كه جانها از تن پرواز گيرد و عقلها بدرخشد و خونها ريزد . - آنجا كه آهوان آرميدهاند و هواى ديدار برمىانگيزند و خردمندان را به اختلاف و نفاق مىاندازد . - از اين آهوان و دلبران ظاهر دورى كن ، چرا كه در دوستى و مهر پابند ميثاق و پيمان نيستند . - معشوقان حقيقى همچون ماه هستند ، جز اينكه چون به اوج تابندگى برسند ، سرانجام به افول نمىگرايند . - در شادابى ، شاخههاى درخت را مانند ، ليكن زيبايى ذاتى دارند و شاخهها با برگها زيور مىيابند .