الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

391

الغدير ( فارسى )

فضايل و پاكى تبار و نسب را آنچنان باهم مقرون كرده بود كه گويى دندانه‌هاى يك شانه يا شعاعهاى يك دايره هستند كه همه به يك اصل برمىگردند . در ميان كسانى كه در توصيف او ميانه‌ترين راه را برگزيده‌اند ، سيد مدنى شيرازى را مىتوان ذكر كرد كه چنين مىنويسد : او منار بلند علم ، و ساكن كعبهء فضيلت ، و ركن شريف آن است . چراغ فضيلتى است كه هرصبح و شام پرتوافشانى مىكند . خاتم پيشوايان عربيت است كه در خاور و باختر شهرهء آفاق است . از حقايق پرده برداشته ، مشكلات دانش را بر طرف كرده ، دشواريهاى تفكّر را بگشوده و اشكالات مباحث را آشكار كرده است . درياى فوايد علمىاش در تلاطم ، و سبو و آبدان بهره‌گيران از آن لبريز است . در فنون گوناگون تأليفات كرده ، و با تصانيف خود ، درّ مكنون پروريده است . در اين آثار ، به آخرين مرحلهء تقوا و خشوع و فروتنى علمى نايل شده ، و آنچنان وقارى نشان داده است كه كوههاى بلند در برابرش ناچيز است . او آنچنان زهد و تقوايى داشته كه ابراهيم بن ادهم بدان مرتبه دست نيافته است ، و مراتب تقدّسش به پايه‌اى بوده كه سرى سقطى سرّى از اسرار آن را برنتافته است . او استاد مشايخ ما بود كه همواره از بركات انفاسش استفاده برده ، و از پرتو چراغ وجودش بهره‌گيرى كرده‌ايم . از بلاد شام به شهرهاى عجم آمده و تا پايان مرگ در اين نواحى سكونت كرده و در سال 1059 وفات يافته است . « 1 » شيخ حرّ عاملى در شرح حال و ثناى او گفته است : او دانشمندى فاضل ، اديبى استاد ، محققى ژرفنگر و نويسنده‌اى امين بود كه علوم عربيّت را به معاصران خود شناساند . بسيارى از كتابهاى خاصه و عامه را در نزد سيد نور الدين على ، پسر على ، پسر ابو الحسن موسوى عاملى در مكه فراگرفته ، و كتابهايى بس سودمند تأليف كرده است . « 2 » استاد ما علّامه مجلسى نيز همچون صاحب سلافة العصر او را ستوده است « 3 » و

--> ( 1 ) . سلافة العصر 315 . ( 2 ) . امل الآمل 452 كه در آخر منهج المقال به طبع رسيده است . ( 3 ) . ر ك : بحار الانوار : 25 / 124 .