الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
382
الغدير ( فارسى )
چشمان تو مىگويد ، دلم پاسخ آن را آماده دارد . اين ابيات نيز از صورى سابق الذكر است و خود شيخ بهائى آنها را از صنوبرى دانسته است . « 1 » ولادت او شيخ يوسف بحرانى در لؤلؤة « 2 » ، و شيخ ميرزا حيدر على اصفهانى در اجازهء بزرگ خود ، و چندين نفر از اصحاب ما ، تولد شيخ بهائى را در بعلبك و در غروب پنجشنبه ، سيزده روز مانده به پايان محرّم سال 953 دانستهاند و سيد مدنى در سلافة العصر مىنويسد : تولد او در غروب آفتاب روز چهارشنبه ، سيزده روز مانده به آخر ذيحجهء سال 953 روى داده است . همين سخن را محبى در خلاصة الاثر آورده است ، اما روايت معتبر در اينباره ، نوشتهاى است كه صاحب رياض العلماء به خط پدر بزرگوار شيخ بهائى ، يعنى شيخ حسين در شرح حال شيخ بهائى ملاحظه كرده ، و در آن چنين آمده است : تولد مولود مبارك دخترم در شب دوشنبه سيزدهم صفر سال 950 ، و تولد برادرش ابو الفضايل محمّد بهاء الدين به هنگام غروب آفتاب در روز چهارشنبه 27 ذيحجهء سال 953 روى داده است . وفات او دو سيد بزرگوار ، صاحبان السلافة و الروضة البهية و صاحب حدائق در لؤلؤة البحرين آوردهاند كه شيخ بهائى 12 روز مانده به آخر شوال سال 1031 و به روايتى 1030 وفات يافته است . علامهء مجلسى اول ( م 1070 ) در شرح الفقيه خود چنين مىنويسد : شيخ بهائى در شوّال سال 1030 درگذشته است . مؤلف امل الآمل نيز همين تاريخ را تأييد مىكند و چنين مىنويسد : از مشايخ و اساتيد
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 4 / 229 . ( 2 ) . لؤلؤة البحرين 20 .