الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
345
الغدير ( فارسى )
4 - شيخ مولا عبد اللّه يزدى ( م 981 ) صاحب حاشيه كه از وى اخذ حديث كرده ، چنان كه در خلاصة الاثر و جز آن آمده است . 5 - مولا على مذهب مدرّس كه شيخ بهائى علوم رياضى را از او فراگرفته است . 6 - قاضى مولا افضل قاينى . 7 - شيخ احمد كجايى كهدمى ، معروف به پير احمد كه شيخ بهائى در قزوين بر او قرائت كرده است . 8 - نطاسى محنّك ، عماد الدين محمود كه طب را از وى فراگرفته است . محبى نقل مىكند كه وى در هنگام اقامت در مصر ، با استاد محمّد بن ابى الحسن بكرى مجالست داشت ، و اين استاد در بزرگداشت شيخ خيلى مبالغه مىكرد ، و يك بار كه او به استاد گفته بود : اى مولاى من ، من درويشى فقير هستم ، چرا اين همه مرا تعظيم مىكنى ؟ در جواب گفته بود : من از تو رايحهء فضل استشمام مىكنم . به همين جهت ، استاد در قصيدهاى او را چنين ستوده است : - اى مصر ، ترا مبارك و خرم باد باغى كه خوشهها و ميوههايش رسيده و در دسترس است . - خاكش در زيبايى همچون طلا ، و آبش در زلالى همانند نقرهء شفاف است . - نسيم آن ، مشك را شرمسار كرده ، و گلهايش هرگلى را ارزان و بىقدر داشته است . - آن را اوصاف گوناگون است و در زيبايى نظير ندارد . - از آن هنگامى كه در سرزمين تو پياده شدم ، ياران و دوستان را فراموش كردم . - پس خدا نگهدار چنان باغى باد كه شادابى و طراوت آن كافى و لذتبخش است . - پرندگان آن مايهء تسلاى خاطرند ، و نغمهء موزونشان همهجا فراگير شده است . تا آنجا كه گويد : - آنكه خواهد در اين ديار ، خوشبخت زندگى كند ، و از گذران دلپذيرى برخوردار شود ، بايد به سراغ دانش و دانشمندان رود ، و نادانى را مانع و پردهاى بر آن به شمار آورد ، زيرا در اين شهر ، علم پزشكى و منطق در نقطهاى ، و نحو و تفسير در نقطهاى ديگر رايج است .