الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

320

الغدير ( فارسى )

- هواى دل تو ، همواره ترا در آن آتش خواهد انداخت . - گفتم : فرض كن كه عشق در دل پديدار شد و مرا شعله‌ور ساخت . - آيا كسى را كه گرفتار عشق تست ، از آتش سوزان نمىرهانى ؟ سپس از او لاميه‌اى نقل مىكند و يك شعر داليه‌اى نيز كه بر 42 بيت بالغ است ، مىآورد كه با اين ابيات آغاز مىشود : - به ملامتگر عشق بگو كه هرگاه اندكى از دوستى و محبت برخوردار شوند ، از آن رهايى نمىيابند . - عشاق در هرعضوى از بدن آتشى برافروخته‌اند كه همواره شعله مىكشد . - پس تو اى كسى كه سرگشتهء كوى عشق را ملامت مىكنى ، تبريك بگو ، چرا كه فرمان عشق حاكم است ، هرچند كسى از آن سرپيچى كند . « 1 » محبى از او چنين ياد مىكند : استاد سيد ابو محمّد حسين ، پسر حسن ، پسر احمد ، پسر سليمان حسينى غريفى بحرانى از دانشمندان و اديبان بزرگ به شمار مىآيد . هنگامى كه شاگردش علامهء غريفى بحرانى به سال 1001 وفات يافت ، خبر مرگ او كه به استادش شيخ داود بن ابى شافين بحرانى رسيد ، شيخ استرجاع نمود و بالبداهه اين شعر را خواند : - اى همام ، كاخ بزرگوارى فروريخت ، اينك بر فراز شاخساران ، نغمهء خود را بسراى . « 2 » شيخ سليمان ماحوزى نيز در رساله‌اى كه راجع به علماى بحرين نوشته ، او را ستوده و گفته است : او در تمام هنرها يگانهء روزگار خود بود و در غايت استادى شعر مىسرود و يك جدلى استاد در علم مناظره و آداب بحث بود . هيچ‌كس با او مناظره نكرده ، مگر آنكه از پاى درآمده است . صاحب انوار البدرين نوشته است : اين بزرگوار از علماى بزرگ و حكماى عالىقدر بود .

--> ( 1 ) . سلافة العصر 529 . ( 2 ) . خلاصة الاثر : 2 / 88 ؛ سلافة العصر 504 .