الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
15
الغدير ( فارسى )
مطابق وصيتش در حجرهء شريف پدرش به خاك بسپارد ، در حالى كه او سزاوارترين كس بود كه در آن محل مقدس دفن بشود . ابن كثير مىنويسد : مروان از اين كار جلوگيرى كرد . وى در آن اوان عزل شده بود و مىخواست بدين وسيله ، رضايت معاويه را جلب كند . « 1 » ابن عساكر نيز به نقل از مروان آورده كه گفت : اجازه نمىدهم كه پسر ابو تراب در كنار جدش رسول اللّه به خاك سپرده شود ، در حالى كه عثمان در بقيع دفن شده است . مروان در آن موقع معزول شده بود و مىخواست رضايت معاويه را جلب كند و پيوسته تا لحظهء مرگ ، با بنى هاشم دشمنى مىورزيد . « 2 » اين بود نمونههايى از جنايات معاويه نسبت به ريحانهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و چهبسا كه چندين برابر آن را تاريخ فروگذار كرده و ننوشته است . در اينجا بايد از ابن حرب پرسيد كه امام مجتبى عليه السّلام چه تقصيرى داشت كه مىبايست اين همه بلاها و سختىها به او برسد ؟ آخر پسر جگرخواره چه جوابى آماده كرده است كه در برابر اين جنايت خود بدهد ؟ آيا گناه امام حسن جز اين بود كه سبط پيامبر بود ، پيامبرى كه كيش پدران بتپرست معاويه را تعطيل و منسوخ كرده بود ؟ آيا تقصير امام حسن جز اين بود كه پسر على خليفهء خدا بر روى زمين بود ، همان كسى كه اسلاف بتپرست او را از دم تيغ گذراند و مادران امويان و مزدورانشان را در ماتم نشاند ؟ معاويه براى تشفّى خاطر خود ، خواسته بود كه در برابر آن همه اندوهها ، انواع شكنجهها و آزارها را در حق امام حسن معمول دارد و او را با زهر كشندهاى به هلاكت رساند . معاويه ، آنچنان پريشانحال و گرفتار هواى نفس خود شده بود كه حتى در مرگ امام حسن ، شادى خود را نتوانست مخفى نگاه دارد و خبر مرگ او را كه شنيد ، به سجده افتاد . من نمىدانم او به لات سجده كرد يا به خداى سبحان ؟ و زبان حال او ، همان چيزى بوده است كه پسر ناپاكزادهاش يزيد گفته است : - من مهتران و پيشوايانشان را به قتل رساندم و شكست بدر را جبران كردم . - كاشكى بزرگان تبار من در بدر ، شاهد جزع و زارى خزرج بودند كه چگونه شمشير بر
--> ( 1 ) . البداية و النهاية : 8 / 44 . ( 2 ) . تاريخ الشام : 4 / 226 .